"يَا رُوحَ قَلْبِیِ أَنَا مَجْرُوح"
❪ این منم و دستـــــ ِ خالۍ حُسَیْنْ جان...❫
ما آدم ها
حواسمان همیشه به تازه تر هاست
به آن ها که صمیمی نیستند
تا مبادا خلاف تشریفات
یا احترام
رفتار کنیم ..
اما همیشه
از صمیمی تر ها
جان تر ها
غافلیم ..
حواسمان نیست
که ناراحت میشوند ...
و بیشتر از هر کسی
از ما انتظار دارند ...
ناراحتشان میکنیم و
خودمان بیشتر ناراحت میشویم ...
اگر حرفی نمیزنند
اگر گله ای نمیکنند
نه اینکه دلگیر نیستند
نه اینکه گذشته اند ...
ما همیشه یادمان میروند
که صمیمی تر ها هم
منتظرند ...
حواسمان
به جان های زندگیمان باشد
یک روز میبینم
که ناگهان
دل بریده اند ..
🌸🌱🌸🌱💕🌱🌸🌱🌸💕🌺💕🌺
خدایا
ببخش تمام بی معرفتی هایم را...
من همانم ؛ همان بنده ات که هرگاه از همه جا رانده و مانده میشود سراغ تو می آید...
همان که دیگر توان صیانت از خویش در برابر حربه های شیطان را ندارد...
همان که کسی را جز تو ندارد...
همان که رهایش کنی کارش تمام است...
همان که آمده گوید:
رحمی نما...بر این فراموشکار ...
که گر برانی ذلیل ترین خواهد بود...
گر برانی جایی ندارد و آواره است...
لااقل اگر قرار است آواره ام کنی بیا آواره ی خود کن مرا..
تا این آوارگی مرا عاشق ترین آواره ی آسمان کند...
نگذار از دست بروم...
یا رادَّ ما قَدْ فاتَ...
ای بازگرداننده ی از دست رفته ها!
شبتون_بی_غم
خداهست
🍃خدای مدارا
چشمهایت را ندادی به من و من هم هیچ گلایهای ندارم از تو. سر تا پا شکر و سپاسم که کمی چشمهایم را شبیه چشمهای خودت کردی. اجازه دادی برای حسین اشک بریزم. همین اندازه از شباهت، یک دنیا امید میدهد به من. تو اگر نمیخواستی، نه چشمانم تر می شد از روضۀ حسین و نه دلم غمگین میشد از غصّۀ کربلا. این که میگذاری دلم آتش بگیرد و چشمم بارانی شود، یعنی هنوز امید داری به من که بیش از این شبیهت شوم. چشمهای من گنهکارند، بیش از آن که در توصیف بگنجد؛ ولی تو با اذن اشک ریختن، امید دادی که میشود این چشمها را پاک کرد. هر بار گریه کردن، هر قطره اشک ریختن، هر لحظه محزون شدن در غم حسین، یعنی یک فرصت دیگر، یعنی شروعی دوباره. با چه زبانی سپاست بگویم برای فرصتی که دوباره به من عطا کردی. این همه مدارا با کسی چون من، در ظرف خیالم نمیگنجد.
شبت بخیر خدای مدارا!
#محرم
#شب_بخیر
#بهانه_بودن
#محسن_عباسی_ولدی
🌴🌴🏴🌴🌴