خدایم با تو عجیب حالِ دلم خوب میشود، از آن خوب هایی که شبیه خوردنِ آب یخ وسط گرمایِ تابستان است!🥤🌸
" أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا "
ﺁﻳﺎ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﺮ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺩﻳﻢ؟
و آوردهاند که کلُ أَرضٍ کربلاء ...'°
#ای ، عَظُمَ سُلْطانُکَ
#ای ، الْأَحْوالِ رَؤُفاً
#ای سابِغَ النِّعَمِ
#ای دافِعَا لنِّقَمِ
#ای سَریعَ الرِّضا
اَللّهُمَّ اغْفِرْ لى #آخدا ...
مُعْتَذِراً ؛
نادِماً ؛
مُنْکَسِراً ؛
مُسْتَقیلاً ؛
مُسْتَغْفِراً ؛
مُنیباً ؛
مُقِرّاً ؛
#تُ فقط #بیامرز ...
قرار منم #نوکری و اشک بر حُسین ؛
#قبوله يا نُورُ ، #قبوله يا قُدُّوسُ ...✨!
همیشه باختن تلخ نیست
مثل دل باختن
همیشه بردن خوب نیست
مثل آبرو بردن
ڪاش یاد بگیریم
ڪجا و ڪی ببریم و ڪی ببازیم
گوزنی بر لب آب چشمه ای رفت تا آب بنوشد. عکس خود را در آب دید، پاهایش در نظرش باریک و اندکی کوتاه جلوه کرد. غمگین شد. اما شاخ های بلند و قشنگش را که دید شادمان و مغرور شد ...
در همین حین چند شکارچی قصد او کردند. گوزن به سوی مرغزار گریخت و چون چالاک میدوید، صیادان به او نرسیدند اما وقتی به جنگل رسید، شاخ هایش به شاخه درخت گیر کرد و نمیتوانست به تندی بگریزد ...
چه بسا گاهی از چیزهایی که از آنها گله مندیم و ناشکر؛ پله ی صعودمان باشد و چیزهایی که در رابطه با آنها مغروریم مایه ی سقوطمان باشد .
صیادان که همچنان به دنبالش بودند سر رسیدند و او را گرفتند ... گوزن چون گرفتار شد با خود گفت : دریغ پاهایم که از آنها ناخشنود بودم نجاتم دادند، اما شاخ هایم که به زیبایی آن ها می بالیدم گرفتارم کردند ...!!!
الهی
وقت تنگ است.... اگر بی تو بگذرد!
عمر کوتاه است اگر به ذکرت منور نگردد!
مجالی نیست...اگر یادت چون فروغ امید دلگرممان نکند....
راه دور است.... اگر دستگیریمان نکنی!
دل....تاریک است اگر ما را نبخشائی!
بذکرت مدام مشغولمان کن...یارب
به یادت....مشعوف مان بدار...یارب
به حضورت.....معنا یمان ببخش