من پُر از دوست داشتنِ توام
پر از ذراتِ معلّقِ عشقت
پر از آغوشی که الگوی قد و قوارهی توست
و حجمِ تنِ تو را در خودش گود انداخته است
من مسئولِ خواستنِ توام
و سرودی از این بهتر برای سرودن ندارم
لا تسألي: تُحبُّني؟
كنت ولا أَزالْ...
از من نپرس: دوستَم داری؟
[دوستَت] داشتَم و دارَم...