من آدمی نیستم که بخوام باهات بد رفتار کنم و دلم نمیاد که مهربون نباشم، پس هروقت دیدی از دستم ناراحت شدی
بدون یه غلطی کردی✨
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روزی که معنای هنر چیز دیگری بود
آن اوایل که بعضی از ما شاعران امروز، دست به نوشتن شعرهای بی وزن و قافیه زدیم، عدهای از فضلا که از هر جور نوآوری وحشت دارند و طبعاً این شیوه شعر نوشتن را امکان نداشت قبول کنند، به عنوان بزرگترین دلیل بر مسخره بودن ما و کار ما همین موضوع را مطرح میکردند؛ یعنی میگفتند: «اینها که شما جوانها مینویسید اصلاً شعر نیست.» میپرسیدیم: «آخر دلیلش؟» میخندیدند، یا بهتر گفته باشم ریشخندمان میکردند و میگفتند: «شما آن قدر بیسواد و بیشعورید که نمیفهمید این که نوشتهاید نثر است!»
-از خاطرات احمد شاملو
فکر کنید من دارم یه کار اداری انجام میدم،
پشت باجه وایستادم،
بعد یه یارویی با دو متر قد و صدایی مثل خدابیامرز چنگیز جلیلوند اومده بغلم به متصدی باجه میگه من متولد هشتاد و هفتم. =)))))
هشت فاکینگ ماه از من کوچیک تر بود و جلوش شبیه جوجه ماشینی بودم.
جادوی کلمات، پارت پنج.
فکر کنید من دارم یه کار اداری انجام میدم، پشت باجه وایستادم، بعد یه یارویی با دو متر قد و صدایی مثل
تو سه روز از من کوچیکتری و همچنان اندازه عقلت دربرابر عقل من تفاوت مورچه و فیله