اصلا من درک نمیکنم بعضیارو
که چی مثلا با آیفون و سوئیچ ۲۰۷ عکس میگیرید میذارید اینستا؟
باشه فهمیدیم تو پولداری حالا برو همشونو بذار سرجاش بشین مشقاتو بنویس که فردا معلم برات منفی نذاره
-Are you crying?
+No, I'm just having an allergic.
-To what?
+My life.
جادوی کلمات، پارت پنج.
روزگاری که استاد هوشنگ ابتهاج در زندانهای حزب ج.ا بود، نغمهی موسیقی ایران ای سرای امید با صدای استاد شجریان از بلندگوی زندان پخش شد. ابتهاج به گریه افتاد. هنگامی که هم بندانش دلیل اشکهای او را جویا شدند، پاسخ داد: شاعر این شعر خودم هستم!
در راستای پیام استاد شجریان و جناب ابتهاج،باید بگم اتل اسمیت برای اعتراض به حقوق زنان در آمریکای قرن بیستم افتاد زندان چیکار کرد؟ یه سرود نوشت و به هم بند هاش یادداد، و با مسواک زندان اونارو رهبری کرد. مسواکی که نام زندان هم روش حک شدهبود. چرا؟=ما هیچ محدودیتی نمیشناسیم! مارو میندازین زندان؟ آواز ما از بین این میله ها رها خواهد شد! حتی بی ارزش ترین شی در اینجارو، ما تبدیل به باتون رهبری خودمون می کنیم!!
_
آواز ما از بین این میلهها رها خواهد شد.
اینو رو تمام آینههای شهر بنویسید