یادته؟
وقتی کوچکتر از اون بودیم که از فردا بترسیم
یا غصهی دیروز رو بخوریم
فقط خودمون بودیم و زمان فقط به حالا خلاصه میشد
زندگی میکردیم
حرکتی نمیکردیم
مثل بازوهای توی آستین
چون وقت داشتیم
وقت نفس کشیدن!
جادوی کلمات، پارت پنج.
اخوان ثالث واقعا اینجوریه که🛐🛐🛐
آب و آتش نسبتی دارند جاویدان
مثل شب با روز، اما از شگفتیها
ما مقدس آتشی بودیم و آب زندگی در ما
آتشی با شعلههای آبی زیبا
آه
آب و آتش نسبتی دارند دیرینه
آتشی که آب میپاشند بر آن، میکند فریاد
ما مقدس آتشی بودیم، بر ما آب پاشیدند
«عید آمد و ما خانهی خود را نتکاندیم.»
منم همینطور آقای امید... منم همینطور.
POV: people can't understand the difference of your normal form and upset form.
از صبا پرس که ما را همه شب تا دمِ صبح
بوی زلف تو همان مونس جان است که بود :)