جادوی کلمات، پارت پنج.
آقا من نه بچهی خوبیام، نه دوست خوبیام، نه پارتنر خوبیام، نه خواهر خوبیام، نه حتی آدم خوبیام. م
راست میگه اصلا دوست خوبی نیست
فی الواقع بهترین دوست روی زمینه
نه وایستید نه حتی روی زمین بلکه تو کل کهکشانها و هر کوفت دیگه ای رو بگردید نمونش نیست
قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
پشت دریاها شهری است
که در آن پنجرهها رو به تجلی باز است
بامها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری مینگرند
دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان مینگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف
خاک، موسیقی احساس تو را میشنود
و صدای پر مرغان اساطیر میآید در باد
پشت دریا شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنیاند
پشت دریاها شهری ست
قایقی باید ساخت
-سهراب سپهری
-به هرکسی که بهت یکم توجه میکنه، وابسته نشو
فقط بخاطر اینکه تنهایی!
تنهایی فقط یکی از حالت های انسانه که هیچکس نمیتونه اون فضارو پر کنه.
من دیگه کسی رو آشغال صدا نمیکنم تا وقتی فصل ۷ ریاضی هست، فحش قشنگیه، از این به بعد ازش حتما استفاده میکنم