اول بگم روز تولد واقعا برام مهم نیست، یه روز عادیه مثل بقیه و راستش هیچ ربطی به من نداره. چون اگه آدم بهش فکر کنه صرفا زمین یه دور دیگه چرخیده دور خورشید و این جریانا.. ولی بهونه خوبیه واسه اینکه آدم الکی خوشحال باشه و خب واسه اینکه خوشحال بشه بهترین راه اینه که عشق دریافت کنه. چه عشق از خودت چه عشق دیگران و چه حتی عشقی که طبیعت بهت میده. به نظرم کلیتش همینه و جزئیاتش فرقی نداره چی باشه. یه نفر با دیدن یه هوای خوش روز تولدش مبارک میشه. یه نفر دیگه با دیدن اونایی که دوستشون داره و ...
__
این متن رو به شدت قبول داشتم و به دلیل جمله های قشنگش، پس تو چنل میمونه.
خودکشی نکرد، کشته شد.
آلن تورینگ را میشناسید؟ اگر خیر، وامصیبتا به حال این جهان. پدرهوش مصنوعی است.
آلن تخصصی زبانزد در کد نویسی، رمزنگاری و امور کامپیوتر داشت. آزمون تورینگ، که امروزه برای تعیین درک هوش مصنوعی (artificial intelligence) استفاده میشود نیز ابداع او بود که بر اساس این آزمون، شرایطی برای گفت و گوی یک انسان با یک هوش مصنوعی ایجاد میشد. در صورتی که فرد قادر به تشخیص انسان بودن یا کامپیوتر بودن هوش مصنوعی نمیشد، کامپیوتر در این آزمون سربلند بیرون میآمد. با اینحال هنوز هیچ سامانهی هوش مصنوعیای در آزمون تورینگ موفق به فریب ذهن پیچیدهی انسان نشده. همچنین در طول جنگ جهانی دوم آلن تورینگ یکی از بهترین کارشناسان رمزگشایی بریتانیا بود که در شکستن رمزهای آلمانی تبحر داشت. او در این زمان با همکاری کارشناسان دیگر موفق به شکستن رمز «انیگما» شد که توسط نازی ها و به منظور ارسال پیام های رمزنگاری شده طراحی شده بود.
روزگاری که آلن در اثنای ازدواج بود، مجبور به افشای رازی بر همسر آیندهاش شد که آن مراسم را به کل نابود کرد. آلن از مردها خوشش میآمد و نمیتوانست تمام عمرش را با کسی که دوستش ندارد زندگی کند. مراسم به هم خورد.
سالها بعد معشوقی پیدا کرد، آن پسر از آلن خیلی کوچکتر بود. آنقدری که میشد او را جای فرزند نداشتهاش خطاب کرد.
روزی به خانهی تورینگ دستبرد زده شد. معشوق آلن اعتراف کرد که با سارق نشست و برخاست دارد، پس آلن مجبور شد سرقت را به پلیس گزارش کند. در حین انجام عملیات جست و جو و جمع آوری شواهد، راز تورینگ برای پلیسها و عموم مردم افشا شد. در آن زمان در بریتانیا همج.نسگرایی جرم بود و در دستهی بیماریهای روانی قرار میگرفت. آلن به اختگی شیمیایی محکوم شد و برای مدتها تحت تزریق داروهای هورمونی قرار گرفت. این مجازات او را به سیاهچالهی افسردگی کشاند و در آخر، هنگامی که تنها چهل و یک سال داشت خودکشی کرد.
شصت سال پس از مرگ آلن، در سال ۲۰۱۳ و با کشمکشهای فراوان طرفداران تورینگ، عفو مستقیم ملکهی وقت انگلستان به او عطا شد و بالاترین جایزه در حیطهی کامپیوتر به افتخار او نامگذاری گردید.
جایزهی سالیانهی تورینگ برابر با نوبل دنیای محاسبات در سال ۱۹۶۶ میباشد.
جادوی کلمات، پارت پنج.
خودکشی نکرد، کشته شد. آلن تورینگ را میشناسید؟ اگر خیر، وامصیبتا به حال این جهان. پدرهوش مصنوعی است
اینو نوشتم ولی نه به خاطر اینکه درد داره.
به خاطر اینکه فقط یکی از دردهاییه که تجربه کردیم.
از اونجایی که با کوچیکترین چیزا خیلی زود خوشحال میشم *متاسفانه یا خوشبختانه.
پس روز تولد مورد علاقم میتونه بهونهای باشه برای خوشحالی زیاد.
میتونه این بهترین باشه:
با کسی که ازش حس خوب دریافت میکنم و دوسش دارم، بلندشیم بریم یجایی که کمتر آدمی دیده بشه.
حالا اینجا کجاست؟ شاید یه دشت که پره از گل.
بعد از اینکه رسیدیم، یه پارچهی گل گلی(گل هاش ترجیحا قرمز باشن) پهن میکنم روی علفا(:
یه کیک کوچیک که روش بابونه داشته باشه و یه شمع زرد کافیه.
بعدش که شمعو فوت کردم، میرسیم به قسمت هیجان انگیز ماجرا! باز کردن کادو. صد در صد بعد از دیدنش قلبم اکلیل پمپاژ میکنه و میپرم بغلش(بغلِ فرد مورد نظر🌚)
پامو میذارم رو علفا تا حس خوبی که بهم میدن رو با پوست و استخون درک کنم؛
چونکه همه چیز طبیعت بیش از اندازه قشنگه، شروع میکنم به عکس گرفتن از زیبایی ها به همراه نور و ثبت کردن حال خوبم.
وقتی کم کم به غروب نزدیک میشیم، میدوئم سمت بلندترین تپه و جیغ میزنم(از این کار لذت میبرم. بی دلیل)
آخرشم برای خودم یه انگشتر با گل درست میکنم و تمام.