جادوی کلمات، پارت پنج.
وحید پورزارع یه جا تو بیماریهای پدرزادی میگه: «ما که چیزی ندیدیم، شما هم خود را به بیهوشی بزنید. ا
آلبرت اینشتین یه جا میگه:
«مردی که میتواند در حین بوسیدن زنی زیبا بادقت و بیخطر رانندگی کند، آن توجهی که شایسته عمل بوسیدن است را ندارد.»
ماه قشنگ من، لاتاری زندگی من، پروانه کوچولوی من، همه کس من، لطفا امسال خوشحال تر از همیشه باش. بیشتر بخند، بیشتر حرفهای قشنگ قشنگ بزن، بیشتر عکس و فیلم بفرست (لاشی خودتی) و بیشتر و بیشتر و بیشتر خودت باش.
من فکر میکنم،
ما باید در زندگی دیوانه بودن را یاد می گرفتیم.
باید یاد می گرفتیم مثل دیوانه ها از هیچ چیز نترسیم و دست از تظاهر کردن برداریم.
باید یاد می گرفتیم بلند پرواز باشیم
و به کمترین ها قانع نشویم،
به دنبال علایقمان برویم و
اجازه ندهیم حسرتی بر دلمان بماند.
کاش می دانستیم که نباید شادی ها را در لبخندی کوچک خلاصه کرد،بلکه باید آنها را فریاد زد.نباید به بغض ها اجازه بدهیم که گلویمان را بسوزانند بلکه باید هر از گاهی طعم اشک را تجربه کنیم.
باید یاد می گرفتیم بی پروا دیوانه باشیم و از قضاوت و سرزنش شدن نترسیم.
ما باید آنقدر عاقل می بودیم
که دیوانگی را انتخاب کنیم.