جادوی کلمات، پارت پنج.
ولی با گلای بیشتری حرف میزنم
حتی گل منم تنهاست
بالاخره یک نفر باید گردن سرنوشت را بشکند؛ اگر هر از گاهی یک نفر، به سرنوشت دهن کجی نمی کرد، انسان، هنوز روی شاخه های درخت ها زندگی می کرد
-جان اشتاین بک
من غمگین ترین انسان جهانم. جدی میگم.
ولی کرانچی فلفلی هنوز تنده.
کوچهباغهای شهریار هنوز بوی بارون و چمن میدن.
الک بنجامین هنوز آهنگ میخونه.
هندونه هنوز مزهی بهشت میده.
مجتبی شکوری هنوز پادکست ضبط میکنه.
قطرهای دایره هنوز بینهایتتان.
و مردم
هنوز اسم بچشون رو غزل میذارن.