نه مرام معرفتی من بهتر کشیدم یا این.
ای کاش روشنایی ظهور کند.
در تاریکترین شب دورانها ایستادهایم. جایی که آفتاب سالها دور از ما ایستاده.
صدایش را میشنوید؟ خورشید سرود زندگی را زمزمه میکند. هر ثانیه که از این شب سپری میشود، صدای خورشید نیز رساتر میشود.
به نور نزدیک میشویم.
باید این یک شب را دوام بیاوریم. فقط این یک شب. و سپس، روشنایی ظهور میکند.
خورشید!
بلندتر آواز بخوان. ما محتاج نور و آفتابیم. محتاج زندگیایم. محتاج گرماییم.
اگر امشب را از سر بگذرانیم، آیا آنگاه آوازت را در گوشهایمان زمزمه میکنی؟
آیا آنگاه
نور بر تاریکی پیروز میشود؟