جادوی کلمات، پارت پنج.
نلسون ماندلا یه جا میگه: «امنیت تنها به معنی عدم جنگ در کشور نیست، امنیت حقیقی یعنی تمام افراد جامع
جامی یه جا میگه:
«هیچ نُقلم به دهان چون دهنت نیست لذیذ.»
پ.ن: از عبدالرحمان انتظار نداشتم
Pov: دعوا میشه، میرم تو اتاق، گوشیمو رو اون مبل خراب شده جا میذارم.
*Fire came out from her nostrils*
ای دلبرِ ما، مباش بیدل بَرِ ما
یک دلبر ما، بِهْ که دوصد دِل بَرِ ما
نَه دلْ بَرِ ما، نه دلبر اَنْدَر بَرِ ما
یا دل بَرِ ما فِرِست یا دلبرِ ما
-ابوسعید ابوالخیر
منبع: پری.
شخصی همه شب بر سر بیمار گریست
چون صبح شد او بمرد و بیمار بزیست
-سعدی
دلم میخواد تابستون سال هشتاد و هشت باشه، و برای بار دویست هزارم توی روز سیدی تنها در خانه رو بذارم تو اون کامپیوتر زاقارت قدیمیمون، چوب شورم رو بخورم، از پنجرهی درب و داغونمون باد خنک بخوره تو صورتم و هیچ تصوری از اینکه چهارده سال بعد قراره تو چه جهنمی دست و پا بزنم نداشته باشم.