-
از رنجی خستهام که از آنِ من نیست
بر خاکی نشستهام که از آنِ من نیست
با نامی زیستهام که از آنِ من نیست
از دردی گریستهام که از آنِ من نیست
📜 شاملو
-
-
آدما بخشیده میشن ولی جایگاهشون دیگه بهشون پس داده نمیشه...
-
-
حتی اگر قلبتم بهشون اهدا کنی بازم از اون کسی که زخمشونو پانسمان کرده تشکر میکنن...-
-
غم، هرگز عقب نمینشیند مگر آن که به عقب برانیاش.
نمیگریزد مگر آن که بگریزانی اش.
آرام نمیگیرد مگر آن که بیرحمانه سرکوبش کنی.
📚چهل نامه کوتاه به همسرم:
نادر ابراهیمی
-
-
سعی کن با همه چیز کنار بیایی
فرار نکن، زمین به شکل احمقانه ای گرد است
📜رسول یونان
-
-
دربارهی افسردگی ،سخن امیل چوران درخشان است:
من مثل عروسکی شکستهام، که چشمانش به درونش افتاد.
- امیل چوران
-
سایه و استخوان.pdf
حجم:
30.3M
کتاب:#سایه_و_استخوان
👤نویسنده:لی_باردوگو
(جلد اول مجموعه گریشا)
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب:
کتاب خیلی گیرا و مسحور کنندهایه و جوری تورو به خودش غل و زنجیر میکنه که فقط برای استراحت کردن چشمات میتونی زمین بزاریش.
💎دو دوست بی سرپرست به نام «آلینا» و «مل» در کودکی برای سنجش توانایی های جادویی خود، مورد آزمایش قرار می گیرند. «آلینا» که نمی خواهد از تنها دوستش جدا شود، قدرت های خود را مخفی نگه می دارد و بدون این که توجه دیگران را به نیروهایش جلب کند، به سال های نوجوانی می رسد. اما وقتی او و «مل» باید به عنوان سربازان ارتش از ناحیه ای مرگبار عبور کنند، «آلینا» قدرت های نهفته خود را به کار می گیرد تا جان «مل» را نجات دهد. پس از این اتفاق، «آلینا» به عنوان «احضارکننده خورشید» شناخته می شود: کسی که توانایی کنترل نور را دارد و احتمالا می تواند آن منطقه مرگبار را برای همیشه نابود کند. او حالا به عنوان یک «گریشا» تحت تعلیم است: گروهی با قدرت های گوناگون که به دربار یاری می رسانند.
محاصره و طوفان.pdf
حجم:
36.6M
کتاب:#محاصره_و_طوفان
👤نویسنده:لی_باردوگو
(جلد دوم مجموعه گریشا)
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب:
با اینکه منم سریالشو دوست داشتم، اما از نظر من هیچ سریال یا فیلمی نمیتونه ماهیت کامل یه کتابو به نمایش بزاره. و در نهایت خوندن کتاب لذتبخش تره.
💎دو دوست بی سرپرست به نام «آلینا» و «مل» در کودکی برای سنجش توانایی های جادویی خود، مورد آزمایش قرار می گیرند. «آلینا» که نمی خواهد از تنها دوستش جدا شود، قدرت های خود را مخفی نگه می دارد و بدون این که توجه دیگران را به نیروهایش جلب کند، به سال های نوجوانی می رسد. اما وقتی او و «مل» باید به عنوان سربازان ارتش از ناحیه ای مرگبار عبور کنند، «آلینا» قدرت های نهفته خود را به کار می گیرد تا جان «مل» را نجات دهد. پس از این اتفاق، «آلینا» به عنوان «احضارکننده خورشید» شناخته می شود: کسی که توانایی کنترل نور را دارد و احتمالا می تواند آن منطقه مرگبار را برای همیشه نابود کند. او حالا به عنوان یک «گریشا» تحت تعلیم است: گروهی با قدرت های گوناگون که به دربار یاری می رسانند.