-
تاریکام؛ اما مهتاب را به روی غمهایت میتابانم؛
شاید آرامتر غمگین بودی، شاید روشنتر تاریک بودم.
-
-
شاید هنوز هم
درپشت چشم های له شده،
درعمق انجماد
یک چیز نیم زنده ی مغشوش
بر جای مانده بود
که در تلاش بی رمق میخواست
ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها.
• فروغ فرخزاد
-
میخوام برم وزارت اطلاعات کارکنم
برای نهم چه رشته ای انتخاب کنم ؟
.
نمیدونم بخدا اینو
فک کنم انسانی
حـرفـایـی کـ کـاش مـیـزدم .
📚کتاب:#تاج_دوقلو_ها 👤نویسنده: کاترین دویل و کاترین وبر . . . . . . . . 🪐
گفتین بزارم تو لیست بود ریپلای زدم 🥲:)
حیفا.pdf
حجم:
1.8M
📚کتاب:#حیفا
👤نویسنده:حداد پور جهرمی
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب:
کتاب «حیفا» اثری مستند است که دربردارنده داستان زندگی و ماموریت دختری جاسوس از ادار متساوای سازمان موساد در منطقه غرب آسیاست. آن دختر، همانند دیگر خواهرانش به خیانت به تاریخ مشغول بوده و جنایتهای دیگر را از طرف رژیم غاصب صهیونیستی مرتکب میشود تا بتواند مدیریت رفتاری و تصمیم ساز سران داعش را در دست بگیرد
-
ﻣﺘﺮﺳﮏ: ﻣﻦ ﻣﻐﺰ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﺗﻮ ﺳﺮﻡ ﭘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﺷﺎﻟﻪ!
ﺩﻭﺭﻭﺗﯽ: ﺍﮔﻪ ﻣﻐﺰ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﭘﺲ ﭼطوری ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ؟
ﻣﺘﺮﺳﮏ: خب... بعضی ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻐﺰ ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻦ! نمیزنن؟
📚 کتاب : #جادوگر_شهر_از
✍️ اثر : #ال_فرانک_باوم
-
-
سکوت؛ انتهای محبت به کسی است که از او خشمی در خویشتن داریم، اما توان از دست دادنش را نداریم.
✍️ : #رولو_می
-
-
نمی دانم چرا تحمل جمعیت را ندارم. من آن قدر به تنهایی خود عادت کردهام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس می کنم. تا دور هستم دلم می خواهد نزدیک باشم و نزدیک که می شوم می بینم اصلاً استعدادش را ندارم.
از نامه های فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
-
-
دلشکستگی؛ احساسی که باعث میشه فکر کنی بین تمام غمهات تنها موندی.
-