-
ضربه سختی خورده بودم و درس دشواری نیز آموخته بودم، اینکه نمیتوانی به هیچکس جز خودت تکیه کنی.
📚:وقتی نیچه گریست
✍:اروین یالوم
-
-
همیشه ترسیدم
کسایی رو ک دوست دارم،
یه روز از دست بدم...
اما باید از خودم بپرسم:
یعنی کسی هم هست بترسه از ایـنکه
یه روزی من رو از دست بده؟
-
بیداری1 (1).pdf
حجم:
1.6M
📚کتاب:#بیداری
👤نویسنده: ال_جی_اسمیت
#مجموعه_خاطرات_خون_آشام
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب:
داستان دختری به نام النا گیلبرت که عاشق پسری به نام استفان شده است. این پسر در گذشتههای خیلی دور عاشق دختری به نام کاترین بوده است. کاترین به دلیل مریضی مجبور می شود تبدیل به خونآشام شود تا زنده بماند و استفان هم به خاطر کاترین خون آشام میشود. النا که با جاذبهی بسیاری به سمت استفان کشیده میشود به مرور پی به راز هولناک او میبرد که نه تنها زندگی خودش بلکه زندگی اطرافیانش را نیز به شدت تحت شعاع قرار میدهد. داستان پیرامون مشکلاتی است که در اثر نزدیک شدن النا و استفان بهم بوجود میآید و به مرور کلا از کنترل آنها خارج شده و نیروهای پلید بسیاری را به زندگیشان میکشاند.
-
که جز باران، برای ابر آرام و قراری نیست.
•سید حسین آقامیری
-
-
خوب است بدانی همهی ما به نوعی دیوانهایم. فقط اندازهی آن باهم فرق دارد.
📚 کتاب : #جنایت_و_مکافات
✍️ اثر : #داستایوفسکی
-
-
ما هر کسی را طوری میکشیم؛ بعضی از آنها را با گلوله، بعضی از آنها را با حرف و بعضیها را با کارهایی که کردهایم و بعضیها را با کارهایی که تا به امروز برای آنها نکردهایم.
📚 کتاب : #جنایت_و_مکافات
✍️ اثر : #داستایوفسکی
-
https://daigo.ir/secret/43615372
خب بیاید صحبت کنیم🥲🤝
https://eitaa.com/joinchat/101581484C80d3218a91