شما شروع به صحبت کنی
مشخص میشه شخصیتت چجوریه
لباسِ تنت خیلی نمیتونه کمکت کنه
-
این روزا مد شده که میگن : نجات دهنده در آینه است.
اما داستایوفسکی یکبار گفته : در آغوشم بگیر و نجاتم بده ، قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینه ها میبینمش.
-
-
زمان میگذره و نبودن چیزایی برات عادی میشه که فکر میکردی بدون اونا هیچی نیستی.
-
-
سرسختتر از آنام که کمک بجویم؛
لطیفتر از آنام که رنج نکشم.
-
-عشق پیچیده جلد اول.pdf
حجم:
6.2M
📚کتاب:#عشق_پیچیده
جلد اول
👤نویسنده:آنا هوانگ
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب:
قلبی از جنس یخ داره اما به خاطر اون دختر، دنیا رو به آتش می کشه.
"اَلِکس وُلکُف" شیطانی با چهره ای فرشته گونهست که نمیتونه از گذشته ی نفرین شدش فرار بکنه.
به خاطر اتفاق تلخی که در نوجوانیش رُخ داده، هدف بی رحمانش برای انتقام زندگیش رو تحت تاثیر قرار داده و جایی برای احساساتی شدن نگذاشته.
اما وقتی الکس مجبور میشه مراقب خواهرِ بهترین دوستش بشه، به مرور آتشی در قلبش حس می کنه که میتونه دنیاش رو بسوزونه و تغییر بده.
"اِیوا چِن" دختری مستقل و آزاده که گرفتار کابوس های از دوران کودکیشه.
با اینکه گذشته تاریکی داره اما اجازه نداده این باعث بشه زیبایی های زندگی رو نبینه، به خصوص قلبی که پشتِ ظاهرِ خشکِ مردی پنهان شده که اِیوا نباید اون رو بخواد.
بهترین دوستِ برادرش.
همسایه اش.
کسی که هم میتونه نجات دهندش باشه و هم میتونه نابودش بکنه.
اونها نباید عاشق هم بشن اما وقتی این اتفاق میفته، رازهایی برملا میشن که ممکنه نابودشون بکنه و هم زندگی عزیزانشون رو تحت تاثیر قرار بده
-
از اونایی که رفتارشون با همه یکسان نیست خوشم میاد؛ چون این حسو به آدم میدن که برای خودشون ارزش قائلن، حد و مرز دارن، دست نیافتنین و میدونن با کی باید چه رفتاری داشته باشن و چطور حرف بزنن.
-
-
میدانی مشکل کجا است؟ به چیزی دل بستم که به من تعلق نداشت؛ و به چیزی تعلق داشتم که هیچ دلبستگیای به آن نداشتم.
-