💠
نمیتوانی به عقب برگردی
و شروع را عوض کنی
ولی میتوانی از جایی که هستی
آغاز کنی و پایان را عوض کنی.
-
از ادامه دادن خسته بود؛ سکوت میخواست و سکون و وقفهای طولانی.
-
-
چیزی از من باقی نمونده عزیزم؛ فقط دارم تلاش میکنم تا زنده بمونم و این خیلی خستهام کرده.
-
-
بعضىوقتها دفعهی بعدی وجود نداره.
بعضىوقتها شانسهای دومى وجود نداره.
بعضىوقتها يا الانه يا هيچوقت...
-
-
من پذیرفته بودم که بعضی «روز»ها، روز من نباشن، ولی «ماه» و «سال» یکم سخته.
-
-
به تماشای خودم بودم و دیدم،
که چه بیرحمانه تنهاست و به ناچار قوی.
-
-
از آدمیزاد هیچ بعید نیست که بگوید «خداحافظ» و بندبند وجودش «میخواهم بمانم» باشد.
-
-
گفت:
حقیقت این است که تو مرا برای تمام ِ
دوست داشتنهای دنیا، خسته کردهای.
-