-
بعضىوقتها دفعهی بعدی وجود نداره.
بعضىوقتها شانسهای دومى وجود نداره.
بعضىوقتها يا الانه يا هيچوقت...
-
-
من پذیرفته بودم که بعضی «روز»ها، روز من نباشن، ولی «ماه» و «سال» یکم سخته.
-
-
به تماشای خودم بودم و دیدم،
که چه بیرحمانه تنهاست و به ناچار قوی.
-
-
از آدمیزاد هیچ بعید نیست که بگوید «خداحافظ» و بندبند وجودش «میخواهم بمانم» باشد.
-
-
گفت:
حقیقت این است که تو مرا برای تمام ِ
دوست داشتنهای دنیا، خسته کردهای.
-
-
مانند صدای باران بود.
حرفی نمیزد، ولی تاثیرش را میگذاشت.
-
-
فکت فقط اونجایی که حمید سلیمی میگه:
« کاش وقتی ابر غم به گلوی کوچکت میرسد، از یاد نبری شانهای در کار نیست، و بهتر است بپذیری همیشه قرار است در آغوش باد گریه کنی. زیرا رنج تنهاست، و رنجور تنهاتر. »
-
_دختری که رهایش کردی_جوجو.pdf
حجم:
42.1M
📚کتاب:#دختری_که_رهایش_کردی
👤نویسنده: جوجو مویز
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب:
درباره یک نقاشی مربوط به دوران جنگ جهانی اول است. این اثر دو زندگی، دو انسان، دو کشور و دو سرنوشت را به هم ربط داده است.
. . . . . . . .