@Ketabatun_هری_پاتر_و_فرزند_نفرین_شده_جلد_هشتم.pdf
حجم:
4.5M
📚کتاب:#هری_پاتر_فرزند_نفرین_شده
🤍جلد:هشتم
👤نویسنده:جی.کی.رولیگ
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب:
هشتمین داستان مجموعه ی هری پاتر به حساب می آید و اولین داستان رسمی این مجموعه است که در صحنه ی تئاتر به اجرا درمی آید. هری پاتر، همیشه زندگی سختی داشته اما شرایط زندگی او در حال حاضر بسیار سخت تر از گذشته شده است چرا که اکنون ساعات زیادی را در وزارت جادو، صرف کار می کند و پدر سه بچه مدرسه ای نیز هست. در حالی که هری مشغول دست و پنجه نرم کردن با گذشته ای است که مدام بر زندگی فعلی او تأثیر می گذارد، کوچکترین پسرش، آلبوس، مجبور است با میراث خانوادگی ای کنار بیاید که هیچ وقت علاقه ای به آن نداشته است. اتفاقات گذشته و حال در هم می آمیزند و این پدر و پسر از حقیقتی دردناک آگاه می شوند: گاهی اوقات، تاریکی از جاهای غیرقابل انتظاری به سراغ آدم می آید.
-
همیشه یه کم حقیقت پشت "شوخی کردم” یه کم آگاهی پشت “نمیدونم” یه کم احساس پشت “مهم نیست” و یه کم درد پشت “خوبم” وجود داره.
-
-
من؟
از دور بسیار خشک و جدی؛
از نزدیک صمیمی و آروم؛
و از خیلی نزدیک بسیار غمگینم؛
-
-
صدمو گذاشته بودم واسه تویی که تا ده بیشتر بلد نبودی بشمری.
-
-
حس میکنم مدت هاست سقوط میکنم و به زمین نمیرسم؛
غرق می شوم و خفه نمی شوم؛
می سوزم و جان نمی دهم؛
در پایانی بی پایان به سر میبرم ...
-
-
قول میدم توو زندگی بعدی، به جای "تحمل کردن"، "رها کردن" رو یاد بگیرم.
-
-
ی روز تو میفهمی من مثل بقیه نبودم و اون روز، تو برام مثل بقیهای.
-
-
از خودم معذرت میخواهم برای تمام لحظاتی که باید میرفتم اما ماندم.
-