-
The moon never begs for attention.
ماه هرگز برای توجه کردن التماس نمی کنند.
-
-
«همه ی ما فقط حسرت بی پایان یک اتفاق ساده ایم.که جهان را،بی جهت،یک جور عجیبی جدی گرفته ایم.»
📖 سید علی صالحی.
-
-
چرا به جای لعنت فرستادن به تاریکی، یه چراغ روشن نمیکنی؟
📖 مغازهی خودکشی؛ ژان تولی.
-
-
باید به فکر ساختن یک بادبادک بود، هنوز هم با مشتی نخ و کمی کاغذ میشود، به گیس طلای خورشید رسید، کودکی که با مسلسل بازی کند، جهان را نجات نخواهد داد ...!
📚یک مرد:
اوریانا فالاچی
-
-
چون سیب رسیده ای
رها شده در رویا
با رود می روم
کاش شاخه ای که از آب می گیردم
دست تو باشد!
- شمس لنگرودی
-
-
چیزی که حقیقت داشت بدبختی بود. خاک سیاه تا دلت بخواد، اونم نه خاک سیاه خالی، خاک سیاه با گلوله!
📚 ژرمینال:
امیل زولا
-
-
تو تا جایی که بتونی اون چیزی رو میبینی که به نفعته! دست خودتم نیستا ، میشناسمت ، از همون اولش از واقعیت فراری بودی.
-
-
زندگی بیمعنی است؛ بد طراحی شدهاست. آدمی یا ناشاد است و رنج میبرد؛ یا خوشبخت است و میترسد همه چیز به پایان برسد.
-