-
but it's my fault for thinking you'd stay anyways
ولی فکر کردن به اینکه همیشه میمونی اشتباه بود
-
-
زَخم بَرداشتم اما نمُردم!
تَرَک بَرداشتم اما نَشکستم!
خَمیدهِ شُدم اما لِه نَشدم!
خَستهِ بودم اما اِدامهِ دادم!
این بود خُلاصهِ ی داستانِ زندگیِ من...
-
-
غمگینترین بیتی که شنیدم؟ اونجا که عفيف باختری گفته:
«دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین
خود نعش خود به شانه گرفتم، گریستم»
-
-
همیشه فکر میکردم دوام آوردن قویترم میکند، حال فهمیدم که قدرت در رها کردن است.
-
-
كاش يک زن
دستی به سر و روى دنيا بكشد؛
كاش دنيا
چنان فرش سنگينی تكانده شده
و گرد و غبارش گرفته شود
-
-
دیگه بهم توجه نمیکنی؟
مشکلی نداره.
فقط منتظر باش تا رد من رو تو تک تک آدمایی که باهاشون آشنا میشی، ببینی!
-
-
WOUNDED SOULS IN SMILING BODIES
روح های زخمی در کالبدهای خندان
-
-
من واقعا نیاز دارم برای مدت زیادی بخوابم،
نیاز دارم مدت زیادی فکر نکنم، نیاز دارم مدت زیادی هیچی نفهمم، هیچچیز نشنوم، هیچچیز نبینم!
من واقعا نیاز دارم برای مدت کوتاهی نباشم.
-
-
خدا جبران میکنه اون روزایی که صبر کردن آسون نبود اما تو صبر کردی.
-
-
«به نظرت بزرگترین راه هدر دادن وقت چیه؟»
موش کور گفت: «اینه که خودت رو با بقیه مقایسه کنی.»
📖 پسرک، موشکور، روباه و اسب؛ چارلی مکسی.
-
حـرفـایـی کـ کـاش مـیـزدم .
- سیث لس، sitheless یعنی احساس حسرتی که در پی عبور از کنار شخصی جان می گیرد که زمانی در زندگی هم شر
-
ریونر، rivener
یعنی رگه هایی دلسردکننده از شکافی که آرام آرام به عمق رابطه وارد می شود، به تدریج متوجه می شوید او قدری کمتر از قبل می خندد، قدری بیشتر نگاهش را می دزدد و به طریقی از توضیح حال و هوای خود طفره می رود که گویی این احساسات او دیگر ارتباطی به شما ندارد...
-