-
یک جایی سعدی از زخمها گفته و از جای زخمها، از چیزهایی که به یادگار میماند از رنج، از اندوه، از آدمها:
ور نیز جراحت به دوا باز هم آید
از جای جراحت نتوان برد نشان را
-
-
BE LIKE GLASS IF THEY BROKE YOU CUT THEIR FINGERS
مثل شیشه باش ؛ اگه شكستنت ببرشون.
-
-
و چقدر غمانگیز است؛
این که آدم بخواهد تمام وقت مراقب خود باشد،
تا آنچه را احساس میکند به زبان نیاورد.
-
-
آنجا را نمی دانم
اما اینجا تا پیراهنت را سیاه نبینند باور نمیکنند
چیزی از دست داده باشی!
-
-
some dreams are worth waiting for
برخی از رویاها ارزش انتظار را دارند.
-
-
ادامه، در ذاتِ زندگی نهفته است. اصلاً رَوندِ زندگی همین است، که ادامه دهی. زمین میخوری، بلند میشوی و ادامه میدهی. عزیزت میمیرد، بعدِ کمی مکث، ادامه میدهی. خسته میشوی، اندکی بعد ادامه میدهی. میترسی، باز اما ادامه میدهی!
فارغ از انتخاب و توان، تا وقتی زندهای
-