-
چرا آدمایی که دوستتون دارن رو اذیت میکنین؟ مگه فکر میکنید چند بار دیگه اینجوری دوست داشته خواهید شد؟
-
-
من کنار هرکسی قرار نمیگیرم؛ اگه آدمی رو کنارم میبینی حتما آدم حسابیه.
-
-
ما همه زندگی را در دو، سه پيمانه از رنج و ترس در ميان خود تقسيم كرده بوديم.
احمدرضا احمدی
-
-
من تو را بخاطرِ «نماندن» سرزنش نمیکنم؛
تو را بخاطر راهی که مرا ترک کردی سرزنش میکنم.
من سزاوار یک خداحافظی مهربانتر بودم.
-
-
ما واقعا هنر کردهبودیم...
ما هنر کردهبودیم که با وجود زخمهای بسیارمان، هنوز مهربان بودیم. ما هنر کردهبودیم که با وجود تمام دلخوریها و رنجهایی که در ما اقامت داشت، همچنان لبخند میزدیم و دلمان نمیآمد کسی را برنجانیم و بانیِ شکستنِ هیچ دلی باشیم.
ما هنر کردهبودیم که خودمان بغض داشتیم و برای شادی و موفقیت دیگران دعا میکردیم.
ساده و بیشیله بودن هنر میخواست و ما از هنر لبریز بودیم، میخندیدیم و میبخشیدیم و کاری به کار هیچکس نداشتیم.
-
-
من همیشه عجول بودم؛
ترشیها را قبل از اینکه وقتشان برسد میخوردم، لواشکها را قبل از اینکه خشک شوند و میوهها را قبل از اینکه برسند.
من همیشه عجول بودم؛ برای زیستن عجله داشتم، برای عاشق بودن، رسیدن، داشتن. من مسیرهای قدمزده را دویدهام، بارهای چند باره را یکباره برداشتهام و یکسال را هزار سال و یکبار را هزار بار زیستهام.
من همیشه عجول بودم و همیشه خودم را نفسنفس زنان به مقصد میرساندم، آنقدر که گاهی از شدت خستگی، حوصله و توانِ ذوق کردن برای چیزی که در ازای به دست آوردنش تا پای جان جنگیدهبودم را نداشتم!
من همیشه عجول بودم و حالا پرم از مقصدهای ارزشمندی که مسیر رسیدنشان را به یاد ندارم و چیزی که به یاد میآورم این است که خیلی خسته شدم و خیلی دویدم و خیلی جنگیدم تا رسیدم.
صرافیان
-
https://abzarek.ir/service-p/msg/1694722
بهترین کتابی که خوندین چی بوده؟
آیا اصلا کتاب میخونید😂؟
-
اونجا که فروغ فرخزاد میگه:
تا دو چشمش به رخم حیران نیست
به چه کار آیدم این زیبایی؟
بشکن این آینه را ای مادر....
حاصلم چیست ز خودآرایی؟
-
-
صبر پرید از دلم، عقل گریخت از سرم
تا به کجا کشد مرا مستی بیاَمانِ تو
- مولانا | شـــعر
-