-
اگر بیشعوری درد داشت،باز هم عده ای مسکن میخوردند و به کارشان ادامه میدادند.
-
-
حوصله ای برای معاشرت ندارم، اگر ضرورتی نیست از گفتگو با من امتناع کنید.
-
-
آنها ارزش شما را درک خواهند کرد، اما پس از ،از دست دادن شما.
-
حـرفـایـی کـ کـاش مـیـزدم .
به همهٔ آدمهایی که امسال دیده بودم، فکر کردم. لیاقت همهمان بیشتر از اینها بود. 📖 متل کالیویستا؛
دلش میخواست باقی عمرش را به کتاب خواندن در قطارها بگذراند.
-
فکر میکنم اصولاً آدم باید کتابهایی بخواند که گازش میگیرند و نیشش میزنند...
اگر کتابی که میخوانیم مثلِ یک مُشت به جمجمهمان نخورد و بیدارمان نکند، پس چرا میخوانیمش ؟
که به قولِ تو حالمان خوش بشود ؟ خدای من، بدونِ کتاب هم میشود خوشحال بود. تازه لازم باشد، خودمان میتوانیم از این کتابهایی بنویسیم که حالمان را خوش میکند...!
اما ما نیاز به کتابهایی داریم که مثلِ یک ناخوشحالیِ سختِ دردناک متأثرمان کند، مثلِ مرگِ کسی که از خودمان بیشتر دوستش داشتیم؛ مثلِ زمانی که در جنگلها راه میرویم، دور از همهی آدمها؛ مثل یک خودکشی؛ کتاب باید مثلِ تبری باشد برای دریایِ یخزدهی درونمان.
فرانتس کافکا
نامه به اسکار پولاک
-
-
او همانند موسیقیِ بیکلام بود؛
حرفی نمیزد، اما تاثیرش را میگذاشت.
-
13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
توی چشمای قشنگت ی غمی پنهونیه؛
-
رنج واقعی؟ بیحس شدن نسبت به چیزهایی که زیباترین حسها را در تو ایجاد میکرد.
-