✨🪐Name:
#رویا_ها_به_حقیقت_می_پیوندند
#پارت :3
. . . . . . . . . . . .
+بیا اینجا تا همه چیو توضیح بدم میدونم ذهنت ی جاده شلوغ شده :)
من اسمم آیسا هست.
و۳۶سالمه قضیه اینطوری که فکر میکنی نیست.
من یک شرکتی که کار میکنم ک الا و کارن کار میکردن
_اسم شون به دهن کثیفت نیار
+اونا بخش آزمایشات دی آن آی داشتن.وقتی تو بدنیا اومدی استعفا دادن و شخص بالا که به شاهزاده رویا معروفه دستور کشتن رو داد من مجبور بودم اما تو رو نکشتم چون الا بشدت گریه میکرد و میگف ایوا بهت سپردم اون موقع من ۱۹سال داشتم چیزی نمیدونستم از بچه داری برای همون سپردمت پرورشگاه و وقتی ۱۷ سالت شد قول دادم برگردم
اون همون طوری گریه میکرد و حرف زد حرفاش مشخص بود دروغ نداشت
_بسه دیگه آیسا دیگه کافیه من اون شاهزاده کوفتی باید ببینم
همون طور اشکاش پاک می کرد گفت هیچکی اونو ندیده پس بیخیال شو اون به زیر دستاش میگه و حتا زیر دستاش ندیدن فقط صداشو شنیدن و اطاعت کردن
_اصلا این شرکت کوفتی چیکار میکنه؟
+خون های بیمارستان ها رو میدزده و آزمایش میکنه و هزار تا کار کثیف بازی و...
_تو مسئول چی هستی؟
+من رییس بخش دی ان ای اینا هستم
_ی خواسته ازت دارم
چیه هر چی باشه کمکت میکنم؟
منو....
. . . . . . . . . . . .
Written by Melika🗝🖤
حرفایی که کاش میزدم
✨🪐Name:
#رویا_ها_به_حقیقت_می_پیوندند
#پارت :4
. . . . . . . . . . . .
_منو هم وارد شرکت کن:)
+چی
_همون که گفتم
+اما نمیشه اما...
_یعنی چی نمیشه؟ منم ببر وارد این شرکت کوفتی کن تلاش میکنم که برسم به اون زیر دستاش و آخرش بتونم ببینم و انتقاممو بگیرم
آیسا میخندید ولی خنده ای عصبی بود.
_جوک بهت گفتم ؟ نه نگفتم ؛پس منو ببر
+ببینم چیکار میتونم بکنم برات
گوشیش رو برداشت و زنگ زد به شخصی که معلوم نمیشد زن بود یا مرد
+سلام آیسا هستم میخواستم بدونم شاهزاده رویا هنوز هم به کارمندی چیزی نیاز داره؟خب خوبه :)چی جدی میگی قبوله فردا ساعت؟اره ساعت نه خوبه پس میبینمت
+روز روز خوش شانسیته
فردا فقط آزمایش خون بده دی آن ای معلوم نمیکنن خداروشکر و اگه بیماری نداشته باشی میای جایی که من کار میکنم
_خب اوکیع گشنمه:::)))
+شکمو غذای مورد علاقه ات درست کردم
_دروغ میگی؟
+بیا آشپز خونه ببین
_قابلمه پر از پاستا بود غذایی که جونمو براش میدم
+خب چقدر بریزم ؟
_بسه باز بخورم بریز
+اما قابلمه تموم شد :)
_خودت داری؟
+من قبل از اینکه بیام ی چیزی سر هم کردم خوردم نوش جونت:)
چند دقیقه بعد...
. . . . . . . . . . . .
Written by Melika🗝🖤
حرفایی که کاش میزدم
-
𝑺𝒐𝒎𝒆𝒕𝒊𝒎𝒆𝒔 𝒎𝒖𝒔𝒊𝒄 𝒔𝒑𝒆𝒂𝒌𝒔 𝒘𝒉𝒂𝒕 𝒚𝒐𝒖 𝒇𝒆𝒆𝒍 𝒊𝒏𝒔𝒊𝒅𝒆
گاهی موزیک از آنچه که درونت احساس میکنی حرف میزند
-
-
𝐼 𝑑𝑜𝑛𝑡 𝑐𝑜𝑚𝑝𝑙𝑎𝑖𝑛 𝑎𝑏𝑜𝑢𝑡 𝑜𝑡ℎ𝑒𝑟𝑠 𝑏𝑢𝑡 𝑖 𝑐ℎ𝑎𝑛𝑔𝑒 𝑚𝑦𝑠𝑒𝑙𝑓
از دیگران شکایت نمی کنم بلکه خودم را تغییر می دهم
-
https://abzarek.ir/service-p/msg/1694722
یکم انیمه معرفی کنین🥲
حـرفـایـی کـ کـاش مـیـزدم .
شاید سرنوشت من این است که در سراسر عمر آواره و به دنبال آرزو رهسپار باشم.
میخواست تن خود را به مهی غلیظ بسپارد و دیگر هرگز پیدا نشود.