-
هیچچیز راحتم نمیکند.
نه دریا
نه آفتاب
نه درختها
نه آدمها
نه فیلمها
نه لباسهایی که تازه خریدهام.
نمیدانم چهکار کنم.
بروم و سرم را به درختها بکوبم، داد بزنم،
گریه کنم؛ نمیدانم.
فروغ فرخزاد
نامه به ابراهیم گلستان
-
-
غیر از کتابخواندن، دیگر هیچ پناهی نداشتم. چیز دیگری نبود که احترامم را به محیط اطراف برانگیزد و حتی اندکی توجهم را جلب کند.
داستایفسکی
یادداشتهای زیرزمینی
-
-
گفت: بیا به عقاید هم احترام بگذاریم،
گفتم: نه دلیلی دارد و نه ضرورتی همین که کاری به کار هم نداشته باشیم کافیست.
آلبرکامو
-
-
نه، نمیتوانم فراموشت کنم
زخمهای من، بیحضور تو از تسکین سر باز میزنند
📖 شمس لنگرودی.
-
-
You see a person's true colors when you are no longer beneficial to their life
شخصيت واقعى يه آدم رو وقتى ميبينى كه ديگه وجودت براش هيچ منفعتى نداشته باشه
-
-
يعنی رفيق من!
به اين مردم اميدی نيست
يعنی اميدی نيست!
هرگز!
هيچ
يك ذرّه!
- سید مهدی موسوی
-
-
دل بستن
مثل پرت کردن یه سنگ تو دریاس
اما دل کندن؛
مثل پیدا کردن همون سنگه
-
-
اومدن هیچکس تو زندگیت بی حکمت نیست؛ یا میشه فرد زندگیت، یا میشه درس زندگیت.
-