✨🪐Name:
#رویا_ها_به_حقیقت_می_پیوندند
#پارت :10
. . . . . . . . . . . .
_لوسمی حاد.
+امید وارم بهتر شی من هم مشکل شش دارم نمیتونم نفس بکشم شش هام از کار افتادن
_خب الان چطوری نفس میکشی؟
از جیبش ی نی مانندی در آورد که وسط اون دو تا سوراخ داشت عجیب و غریب بود که اون دوتا توی بینی اش میرفتن و به دستگاه متصل میشد تا نفس بکشه.
_خب چطوری درمان میشی؟
+ی نفر باید هم گروه خونی من شش داشته باشه تا اهدا کنه.تقریبا ۶ ساله کسی پیدا نشده:)
_گروه خونی آت چیه؟
+گروه خونیم o- عه
دلم نمیخواست بگم منم این گروه خونی دارم اونم سوالی نپرسید کتاب هنوز دستش بود و از دستش گرفتم
_خب خوشحال شدم از اشناییت بانوی جوان...
لبخندی زد من فهمیدم دنبال اسممه
_گفتم همچنین ایوا هستم
با لبخندی که به لبانش بود گفت فهمیدی پس منظورمو منم دیاکو هستم.
بدون اینکه نگاهی بهش کنم راهم کشیدم رفتم
البته باید خداحافظی میکردم صداش از پشت میومد که گفت بدون خداحافظی میری؟اما محلی ندادم
سریع به سمت اتاقم رفتم و پشت در نشستم کتاب توی دستم بود و خوشحال بودم این حس رو برای آشنایی داشتم البته بازم نمیدونستم همونه یا نه کتاب جلد قرمزی داشت به نویسندگی الیف شافاک کتاب معروفی بود که توی پرورشگاه همه از معروفیتش حرف میزدند.
اسم کتاب...
. . . . . . . . . . . .
Written by Melika🗝🖤
حرفایی که کاش میزدم
-
زندگی به واقع ساده است، ولی ما بر پیچیده ساختنش پا می فشاریم
-
-
حرف میزنم، کارمیکنم،
تغییر چندانی نکردهام،
سیگار میکشم، نگرانم.
چگونه رو در روی این همه شب ایستادهام؟
جوزپه اونگارتی
-
-
گاهی خستهتر از آنی که بتوانی یک لحظه دیگر بیدار بمانی. من این احساس را به زندگی دارم. حتی اگر هزار ماجرا پیش رویم باشد، تنها میخواهم آرام بگیرم.
کلنل
-