eitaa logo
حـرفـایـی ک‍ـ کـاش مـیـزدم .
26.1هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
335 ویدیو
452 فایل
برای دیدن لبخندت ،، هنگام بوییدن صفحات کتاب 📚 . به صرف قهوه‌ و چای ☕️ ، کاری داشتید : @MR_aboll - تبلیغات؟ @Ads_GoldeN 💸 ,, لینک گروهمون : 💘👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/3281061135C7ff80f56f7
مشاهده در ایتا
دانلود
✨🪐Name: :15 . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. تا اینکه +ایوااا پاشو خونی پیدا شد مطابق با خون توعه سریع بیا تزریق کنیم. از شدت خوشحالی که دیگه از دیاکو خون نمی‌گیرم و اینکه به رویام میرسم سریع رفتم خون تزریق کردن و شیمی درمانی انجام شد دو هفته بعد.... _آیسا اون کتاب هم از اینجا خریدم بر دار _باشه من میرم سمت ماشین بیا داشتم موهام درست می کردم و لامپ خاموش کردم و به سمت بیرون رفتم . دیاکو ایستاده بود +خب خوشحالم برات خوب شدی _امید وارم تو هم شش پیدا کنی _نتونستم بیشتر بشناسمت امیدوارم تا وقتی که بودی شناخته باشمت راستش... +ایوا سریع بیا _دیاکو از تمام زحماتت ممنونم اما من باید برم خداحافظ. دیاکو حرفی نزد و ادامه حرفش رو نگفت پرستار نامه و گل بهم داد گفت مردی اومده این گفت بهت بدم خوشحالم مرخص شدی مراقب خودت باش.. نامه و گل توی کیفم گذاشتم نمی‌خواستم آیسا متوجه بشه پس به سمت ماشین رفتم اتاقم مثل دفعه قبل بود آیسا ماموریت داشت و رفت فرم لباس برای فردا بگیره چون استخدام شدم الان یک قدم به رویام و رسیدن به شاهزاده رویا ها شدم گل رو روی میز گذاشتم و نام باز کردم که... . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. Written by Melika🗝🖤 حرفایی که کاش میزدم
✨🪐Name: :16 . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. که نوشته بود: «ایوای عزیز دومین نامه از طرف من هست. خوشحالم شیمی درمانی موفق بود. راستی این گل هم برای درمانت و استخدام شدنت توی شرکت شاهزاده رویا ها رو تبریک میگم با موفقیت بیشتر ،ناشناس» این کیه که می‌دونه زندگیمو نامه اش پاره پاره کردم و گل اش رو بردم حیاط آتیش زدم درسته چیزی ازم کم نمی‌کرد ولی عصبانیتم رو تونستم روی یکی خالی کنم همین اش خوبه. کتاب به دو فصل اخر اش رسید بود برای شیمی درمانی و.. نمیشد بخونم . روی تخت دراز کشیدم و مشغول خواندن شدم اما فکرم برای انتقام گرفتن از اون بود. بلند شدم و تمام کتاب های کتابخونه رو بیرون ریختم دستمالی پیدا کردم و شروع به تمیز کرده کتاب ها و کتابخانه شدم کف اتاق ،میز تحریر ،لباس ها رو به صورت طیف رنگ چیدم همه و همه رو تمیز کردم وقتی پنجره نگاه کردم دیدم هوا تاریک تاریک شده بود. به آشپزخانه رفتم و تصمیم گرفتم پاستا درست کنم. وقتی پاستا آماده شد. . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. Written by Melika🗝🖤 حرفایی که کاش میزدم
- ⁿᵉᵛᵉʳ ᵇᵉ ⁿᵉᵃʳ ᵃ ᵈᵒᵒʳ ᵗʰᵃᵗ'ˢ ᶜˡᵒˢᵉᵈ, ᵗʰᵉʳᵉ ᵃʳᵉ ᵐᵃⁿʸ ᵈᵒᵒʳˢ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ نایست، ﺩﺭﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭﻧﺪ‌‌ -
- از دست دادن یک شخص خاص بسیار تغییرت میده -
- حوصله هیچکیو ندارم، فقط حوصله یکیو دارم، که اونم حوصله منو نداره. -
حـرفـایـی ک‍ـ کـاش مـیـزدم .
همیشه کسانی هستند که در نهایت دلتنگی نمی‌توانیم آنها را در آغوش بگیریم، و بدترین اتفاق در طول زندگی
در قلب هر کس احساساتی هست که نه می‌توان آن‌ها را لمس کرد و نه به واژه درآورد. تنها می‌توان به دنبال آن‌ها به جایی دور و مبهم سفر کرد.
- دارم بهت میگم، اگه تو یکبار به خودت باور داشته باشی، فقط یکبار؛ چیزهای فوق‌العاده ای برات اتفاق میوفته. -
- من شیفته‌ی این‌هایی‌ام که می‌گویند: چه دست‌های زیبایی، چه چشم‌های گیرایی، چه لبخندی و چه صدای قشنگی داری، این‌هایی که به آدم می‌رسند و بهترین بخش‌های وجود آدم را یادش می‌اندازند. این‌هایی که سخاوتمندانه، در سمت درستِ خلقت ایستاده‌اند و به همه چیز و همه کس، از زاویه‌ی عمیق و انسانی‌اش نگاه می‌کنند. طوفان -
- کاش تو زندگی واقعی‌ هم‌ میشد «new account» باز کرد. -
- ولی به نظرم هیشکی دیگه مثل محمود درویش دلتنگی رو قشنگ توصیف نمی‌کنه: “قطعه‌ ای از من كنار توست؛ و قطعه‌ای كنار خودم. و قطعاتم دلتنگ یکدیگرند، می‌شود بیایی؟” -
- فقط اینکه در بین گروهی از مردم به دنیا میایی باعث نمی‌شود آن‌ها خانوادهٔ تو باشند. ‌ 📖 ما شر‌وعش می‌کنیم؛ کالین هوور. -
https://abzarek.ir/service-p/msg/1694722 چه کتابی میخواید؟ براتون بزارم؟