eitaa logo
حـرفـایـی ک‍ـ کـاش مـیـزدم .
26.1هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
335 ویدیو
452 فایل
برای دیدن لبخندت ،، هنگام بوییدن صفحات کتاب 📚 . به صرف قهوه‌ و چای ☕️ ، کاری داشتید : @MR_aboll - تبلیغات؟ @Ads_GoldeN 💸 ,, لینک گروهمون : 💘👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/3281061135C7ff80f56f7
مشاهده در ایتا
دانلود
- ‏فراموش نکنید که از شب نمی‌شود فرار کرد. شاید بخواهید بدوید اما شب از شما تندتر می‌دود. شما عرق می‌کنید و قلبتان به تپش می‌افتد و می‌ایستید، آن‌گاه شب شما را در آغوش می‌گیرد. عباس نعلبندیان -
۱:اوکی امروز پادشاه پریان پیدا کردم میزارم ۲.۳:اوکیع ۴:🥺✨ ۵:😂🥲
- کافکا در جایی نوشته: دوستانم چشم های فوق‌العاده ای دارند. درخشش چشم های آن ها، تنها روشنیِ سیاه‌چالِ زندگی من است. -
یکی رو مثل شادمهر پیدا کنید که باهم انگشتر ست تتو کنید:)
- شماام حس میکنین زندگی داره خیلی سریع پیش میره و سنتون الکی الکی هی زیاد میشه؟ -
- اگر روزی جز شادیِ تو چیز دیگری ازت خواستم به عشقِ من به دستانت شک کن عباس معروفی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌-
- آدما وقتی یهویی بد میشن دارن خوبیاشونو یه جا دیگه خرج میکنن. -
- يه روزى يكى مياد تو زندگيت و انقدر محكم بغلت ميكنه كه همه ى تيكه هاى شكسته شده ات، برميگردن ميچسبن به هم! -
- وفاداری را مُد کنید چه به عشق،چه به رفاقت -
- ‏مغزِ انسان خاصیّتِ عجیبی داره، میتونه برای مدّت های طولانی عاشقِ یک خاطره باشه‌. -
✨🪐Name: :17 . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. وقتی پاستا آماده شد آیسا اومد داخل _چه تایم خوبی اومدی پاستا... چهره اش تو هم بود معلوم بود باز اتفاقی افتاده _باز چیشده آیسا؟ +شاهزاده دستور داده فردا کسایی که استخدام میشن زیر دستاش انتخاب کنن و کجا کار کنن _خب چ مشکلی داره؟ +تو دیگه سمتی که من میخواستم مراقبت باشم نیستی _تو نگران اینی؟خداوکیلی؟ بابا من هدفم چی بود؟باید برسم بهش پس فرقی نمیکنه کجا بی افتم حالا بیا پاستا بخور نگران نباش. +نمی‌دونستم آشپز خوبی هم هستی _بله چی فکر کردی،فردا می‌خوام برم پیش نورا پرورشگاه بعد کار میرم مشکل نیست؟ +نه راحت باش. کی تولدت هست؟ _۶فوریه(بهمن) +خب هنوز مونده پس برو بخواب بشورم ظرفارو _شب بخیر +شب تو هم بخیر من واقعا خسته شدم فردا برای نورا ی چیزی بخرم گناه داره:) اهاااااا اون عروسک که میخواست بگردم بخرمش و پلک هام روی هم رفته که صبح با صدای آیسا بیدار شدم -پاشووو برای اولین روز اتقامت دیرت نشه لبخندی زد _نه دیرم نمیشه کو‌ لباسام؟ +توی پلاستیک اونجاست یک ماه و شلوار سیاه بود که زیر اون پیرهن سفیدی بود تصمیم گرفتم... . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. Written by Melika🗝🖤 حرفایی که کاش میزدم