-
نه شوقی برایم مانده و نه ترسی؛ نه پیوندی با زندگی و نه امیدی برای مرگ؛ نه خاطرهای از گذشته و نه تصوری از آینده. من در ایستاترین نقطه هستی به اجبارِ حیات ایستادهام و کاری جز انتظار کشیدن ندارم.
-
-
همیشه کسایی که افکارشون به ما نزدیکتره لوکیشنشون از ما دورتره.
-
-
هیچی اندازه قطع ارتباط و ندادن شانس دوباره به آدمها لذتبخش نیست، به این صورت که «ببین، چون ناراحتم کردی دیگه هیچوقت قرار نیست منو تو زندگیت داشته باشی».
-
https://abzarek.ir/service-p/msg/1694722
بیاین بگین چه آرزویی دارین که میدونید میرسید بهش؟
هدایت شده از اِستلای ِبیسِتارهء[؟]☆~
قلبم؟!
میتپد!یا شاید هم نمیتپد؟
خیال خسته ام در این امید که ستاره برای نجاتم می آیند زنگ زده شد!
حالا من مانده ام و خیال زنگ زده
-
و بعضی وقتها
اگر گریه نکنیم
ممکن است
به بهایِ از دست دادن جانمان تمام شود!
ژوزه ساراماگو
-