eitaa logo
حـرفـایـی ک‍ـ کـاش مـیـزدم .
26.1هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
340 ویدیو
452 فایل
برای دیدن لبخندت ،، هنگام بوییدن صفحات کتاب 📚 . به صرف قهوه‌ و چای ☕️ ، کاری داشتید : @MR_aboll - تبلیغات؟ @Ads_GoldeN 💸 ,, لینک گروهمون : 💘👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/3281061135C7ff80f56f7
مشاهده در ایتا
دانلود
- کی می‌دونه که جریان آب با خودش چی میاره، پس به نفس کشیدن ادامه میدم... 🎥 Cast Away -
- بعضی ها آن قدر به دیگران وفادارند که به خودشان خیانت می کنند. گابریل گارسیا مارکز -
یادم رفتتت🥲
🥺✨لینک خصوصی کردم✅✨
- این دیالوگ چقدر میتونه مود و عمیق باشه: «Nobody apologized for how they treated me, they just blamed me for how I reacted...» هیچ کس به خاطر رفتاری که با من کرد عذرخواهی نکرد، فقط منو به خاطر واکنشم سرزنش کردن:)) -
باور کن یادم رفت الان میزارمش ✅
✨🪐Name: :5 . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. زد و گفت این دختری که من بزرگش کردم افتخار میکنم به این دختر از بغل مامان بیرون اومدم و بابا رو بغل کردم حس مزخرفی گلوم فشار میداد نمی‌تونستم حرف بزنم اگه هم میزدم اشکام می‌ریخت دروغی که گفتم باعث خوشحالی شون شد ولی باعث شکستن من دنیا جالبیه از بغل بابا بیرون اومدم و گفتم میرم چمدون جمع کنم حس عزت و علاقه از بابا حس میکردم اما چی بگم در اتاق بستم این بعضی که توی گلوم بود فشار میداد و گریه کردم نباید دروغ میگفتم پلی باید سر این دروغی که گفتم وایستم از جام پاشدم و اشکام با دست پاک کردم چمدون برداشتم و لباس و ... برداشتم نیاز نبود زیاد بردارم‌ چون باید بعضی راه ها رو پیاده بریم پس همین کافی بود ساعت تقریبا ۳ شده بود بیرون رفتم دیدم مامان در حال غذا درست کردنه به ماکارانی داریم نه؟ بله آخرین ماکارانی توی این خونه اشکی از چشماش ریخت چرا گریه میکنی مگه می‌خوام برم اونجا تا ابد؟ بر میگردم بهت قول میدم مامان نگاهی کرد و دستش جلو آورد و گفت . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. Written by Melika🗝🖤 حرفایی که کاش میزدم
✨🪐Name: :6 . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. قول میدی؟ اره که قول میدم چند سال دور میشیم اما بر میگردم کار میکنم میدونم میدونم خب بیا بخوریم پشت میز ناهارخوری نشستم به قول مامان آخرین ماکارانی توی این سال که تو خونه هستم هست. دستت درد نکنه باید لوازم هامو ببرم خونه سارال با سارال میریم از بابا خداحافظی نمیکنی؟ زنگ میزنم باشه پس حاضر شو بعد زنگ بزن هوا چون گرم بود ی شلوارک لی با تیشرت سفید پوشیدم موهام بالا بستم و کلاه گذاشتم ی کیف هم برداشتم گوشیم و.. بزارم جلوی آینه رفتم و سراغ آرایش کردن. نگاهی به اتاق انداختم و با لبخند توی دلم گفتم میام ، میام. آهی کشیدم و گوشی برداشتم به بابا زنگ زدم بعد یک بوق سلام بابا سلام دختر بابا ،جان بابا ؟ باید برم من کاش پیشت بودم همیشه پیشمی خودت می‌دونی که... بابا موفق باشی اگه گریه میکردم آرایشم خراب میشد پس گفتم به دعا ت نیاز دارم دوستت دارم منم دوست دارم مراقب خودت باشیا چشم خداحافظ خداحافظ آسو. تلفن قطع کردم و با چمدون به سمت هال رفتم دارم میرم دیگه بغل نمیکنی؟ نگفتی خب بی مرام نبودی... . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. Written by Melika🗝🖤 حرفایی که کاش میزدم
شهر مقدس😂✨
- ما حتی نمیدونیم وقتی هر کدوم از ما رفت، چی بهمون گذشت. -
- كسى به سنگها گفت:انسان شويد! سنگها گفتند؛ ما هنوز به اندازه كافى سخت نيستيم. - اريش فريد -