-
اگر زندگی رو یه مهمونی فرض کنیم، من اون بادکنک هایی هستم که توسط بچه فامیل ترکیده میشه.
-
-
It was hard to forget someone with whom I used to forget everything and everyone
سخت بود فراموش کردن کسی که با او همه چیز و همه کس را فراموش میکردم
-
-
من نمیتونم باور کنم کسی که ذوقت رو کور میکنه، دوستت داشته باشه.
-
-
از یه جایی به بعد که زیادی اذیت شدی سرش دیگه اونقدری که اهمیت میدادی اهمیت نمیدی و سرد میشی نسبت بهش یکم که فاصله میگیری دقیقا همونجا ارزش قائل شدی برای خودت و اون تازه میفهمه که باید بیاد سمتت و میاد اگه درصدی دوست داشته باشه قول میدم بهت اعتماد کن بهم.
-