eitaa logo
حـرفـایـی ک‍ـ کـاش مـیـزدم .
26.1هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
335 ویدیو
452 فایل
برای دیدن لبخندت ،، هنگام بوییدن صفحات کتاب 📚 . به صرف قهوه‌ و چای ☕️ ، کاری داشتید : @MR_aboll - تبلیغات؟ @Ads_GoldeN 💸 ,, لینک گروهمون : 💘👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/3281061135C7ff80f56f7
مشاهده در ایتا
دانلود
- دشمن هم اگر شدید، دشمن شریفی باشید!! -
کابوس ننوشتم 🥲✨ اما رویا ها به حقیقت می پیوندند میزارم
✨🪐Name: :39 . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. که دیدم آرهان نیست.. مردی که ماسکی به نقاب داشت جلوی دهنم گرفت و سوار ماشین کرد وقتی چشمام باز کردم توی ی اتاقی بودم دستام و پاهام بسته بود چسبی جلوی دهنم بود هر چی جیغ می‌کشیدم صدام در نمیومد اتاق ی تخت داشت و ی کمد رنگ سفید طلایی داشت در باز شد سرم بالا آوردم کسی که رو به روی من نشسته بود دیاکو بود فکر کردم خواب میبینم یا شاید اثرات بی هوشی بود دستش سمت آورد و چسب رو کشید با لکنت گفتم ت..و تو به خودت سختی نده شاهزاده جلوت ایستاده چ..ی؟؟؟ نشناختی ؟شاهزاده رویا ها منم من همون دیاکو ام تو عوضی خانواده ام کشتی اره میدونم جالب بود نه ؟ ازت حالم بهم میخوره وقتی میبینمت.. اره کتاب بگیری اولین دیدارمون یادته کاش هیچوقت نگو دیگه ولی ایوا اسمم نیار من عاشقت شدم مگه میشه با تویی که حالم ازت بهم میخوره زندگی کنم بلند شد و دستاش باز کرد و آروم چرخید داد بزن ،فرار کن اینجا کسی به دادت نمی‌رسه فکر کردی چطوری مراقبت بودم پسر خاله ی نکره ام فرستادم مراقبت باشه به بهترین جایگاه شرکت اوردمت اما آرهان ... . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. Written by Melika🗝🖤 حرفایی که کاش میزدم
✨🪐Name: :40 . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. اما آرهان اون سگی پیش نبود ،عاشقت بود و هست گفتم کی بهتر از اون مراقبت هست به سمتم اومد گفت تا ابد پیش منی دستام باز کرد و همین طور پاهام خب بیاشام بخوریم از جام تکون نخوردم دلم چاقو میخواست که بکشمش دیگه از دیاکو مهربون خبری نبود ی سنگدل جلوم بود ی.. وقتی میگم از جات پاشو ،پاشو نمی‌خوام آرهان می‌گفت لجبازی سرم پایین آوردم نمی‌فهمی ؟بزار مهربون بمونم پاشو از جات و گرنه داغ آیسا رو به جونت میزارم ترسیدم از جام پاشدم آفرین میدونستم حرف گوش کنی به سمت اشپزخانه رفتیم شام امشب من درست کردم دوست دارم از فردا تو درست کنی غذا لازانیا بود خب شروع کن تمام وجودم انتقام گرفته بود دنبال راه نجات و راه انتقام می‌گشتم دستش رو روی میز کوبید گفتم بخور ظرف رو پرت کردم روی زمین و ظرف هزار تیکه شد از جام پاشدم و داد زدم ... . . ‌‌. . . . . . . . . ‌. Written by Melika🗝🖤 حرفایی که کاش میزدم
به پارت های پایانی داریم میرسیم.
هدایت شده از «𝙘𝙤𝙣𝙛𝙪𝙨𝙚𝙙 𝙢𝙞𝙣𝙙»
_
هدایت شده از «𝙘𝙤𝙣𝙛𝙪𝙨𝙚𝙙 𝙢𝙞𝙣𝙙»
شاید بهت اهمیت نمیدم ولی اینو بدون همیشه به فکرتم ☁️
- باگ حس شیشم قوی اینه که میفهمی جریان چیه، ولی مدرکی برای اثباتش نداری. -
- If they respect you, respect them. If they disrespect you, still respect them. Do not allow the actions of others to decrease your good manners, because you represent yourself not others اگه بهتون احترام میذارن شما هم بهشون احترام بذارید. اگه بی‌احترامی کردن هم باز احترام بذارید. اجازه ندید رفتار دیگران سطح شما رو پایین بیاره چون شما شخصیت خودتون رو نشون میدید نه دیگران ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌-