-
امروز یه متنی رو خوندم خیلی قشنگ بود؛
«من پرندگان غمگین زیادی را دیدم که هنوز پرواز میکنند.!»
امید یه همچین چیزیه...
-
-
باگِ دوست داشتن یه نفر، اینه که اگه اون بهت توجه نکنه؛فکر می کنی همه دنیا ازت متنفرن. اگه اون ازت ناراحت باشه؛ انگار با همه ی دنیا مشکل داری. اگه اون ازت دور باشه انگار تنها ترین این دنیایی، اگه اون حالش خوب نباشه انگار سلول به سلول سلول تنت درد داره، اگه اون خوشحال باشه انگار تموم دنیات بهشته.
-
-
نه دوری که منتظرت باشم،
و نه نزدیک که به آغوشت کشم؛
نه از آنِ منی که قلبم تسکین گیرد،
و نه از تو بی نصیبم که فراموش کنم؛
تو در میانِ همهچیزی...
نزار قبانی
-
-
وقتی سنت کمه آدمایی رو تو زندگیت نگه میداری که دوسشون داری،
بزرگتر که شدی اونایی رو نگه میداری که دوسِت دارن، هواتو دارن، نگرانتن..
-
-
If my absence doesnt affect you
then my presence has no meanin
اگه نبودنم برای تو تاثیری نداره پس حضوره منم بی تاثیره
-
-
دیگه انرژی ندارم که بخوام سر و کله بزنم با آدمای زبون نفهم پس فقط سر تکون میدم از دور !
-
✨🪐Name:
#رویا_ها_به_حقیقت_می_پیوندند
#پارت :41
. . . . . . . . . . . .
از جام پاشدم و داد زدم از تو و این زندگی که دارم از همه چی که به تو نسبت داده میشه حالم بهم میخوره
از جاش پاشد و دست زد
خوبه خوبه خوب تو نقشت فرو میری من ی بار حرفمو میزنم
اصلا نگاه کن وقتی میبینمت اوقم میگیره
منم وقتی گفتم آیسا میکشم درست گفتم
به سمت اتاق رفتم پنجره اش بسته بود یک گلدونی اونجا بود و محکم به شیشه میزدم
چه غلطی میکنی ؟
میخوام از دستت تو خلاص شم
آخرین بار گلدون زدم شیشه نشکست اما گلدون توی دستم تیکه تیکه شد
گریه میکردم دستام همه زخمی شده بودن و خون میومدن
بسه دیگه بسه تا ابد اینجایی تا ابد پیش منی فهمیدی؟
دستمو گرفت و به سمت آشپزخانه رفت دنبال پانسمان میگشت
همینجا بشین تا برم تو کمد بگردم
رفت به سمت اتاقش
منم دنبال ی چاقو بودم مراقب بودم خونی نریزه توی کمد که باز بود چند تا چاقو بود یکی شو با دهنم برداشتم و توی جیبم گذاشتم
یهو اومد...
. . . . . . . . . . . .
Written by Melika🗝🖤
حرفایی که کاش میزدم