✨🪐Name:
#کابوس
#پارت :8
. . . . . . . . . . . .
صورتش میتونستم ببینم چشمای مشکی با موهای ژل مشکی ی پیرهن سفید و شلوار مشکی پوشیده بود
خب داشتی میگفتی به پسر مردم
بیکار نیستم عجله دارم
خب شماره بده بعد برو
بهش نگاه کردم گفتم بچه پرو باش خندیدم با چشمای عصبی نگاه کردم اونم بهم نگاه کرد و پوزخند زد.
ادامه دادم برو به هزار تا دختری که برای پول ات ریختن شماره بده
آقا دیگه من برای اولین بار از یکی خوشم اومده
خب خودت و علاقه ات غلط کردین
دیگه محل ندادم به سمت خونه سارال رفتم اما حس میکردم هنوز وایستاده بود و بهم نگاه میکرد از چهاراه گذشتم و به خونه شون رسیدم
زنگ خونه شون زدم
کیه؟
آسو ام
. . . . . . . . . . . .
Written by Melika🗝🖤
حرفایی که کاش میزدم
خب امروز دیگه جدی جدی اینو مینویسم فردا دو پارت دو پارت میزارم
-
بعضی وقتا هرچی زودتر بفهمی صد قدم جلوتری .
مخصوصا وقتی در حال نابودی هستی :)
-
-
کسی که بدونه شما ناراحتید و بذاره با اون حال روزهاتون رو سپری کنید هیچ کَسیتون نیست.
-
-
جالبیش اونجاست همونایی واست آرزوی موفقیت میکنن که تا موفق میشی میشن دشمنت.
-
-
کسی که همه مصیبتهای دنیارو چشیده،
دیگه هیچی اشکشو در نمیاره.
-
-
شازده کوچولو از روباه پرسید : غمگینتر از اینکه بری تا دلشون برات تنگ بشه چیه ؟
روباه گفت : برگردی ببینی نمیشناسنت :)
-