حـرفـایـی کـ کـاش مـیـزدم .
Sea.
-
نیازمندم به رانندگی تو خنکی و تاریکی هوا،
ساعت چهار پنج صبح، صدای بلند موزیک و
خلوتی جاده و رسیدن به مقصدِ دریا.
-
-
وقتی یک نفر رو تنها میذاری و میری، دیگه هیچوقت برنگرد. رفتهها رو هرجوری هم که رفته باشن، بیشتر از بازگشتههایی که از سر ناچاری برگشتن، میشه دوست داشت …
-
-
یادت نره،
تو اون لحظه که بهشون نیاز داشتی
چجوری پشتت رو خالی کردن و کی دستت رو گرفت !
-