-
حتی جانِ اینکه بلند بشم از تختم و دست و پاهام رو به حرکت در بیارم هم ندارم. ببین وضعیت جسمم این هستش، از روحم که نگم براتون.
-
-
افکار میتونن زخمای عمیقتری نسبت به هر چیز دیگهای به جا بذارن.
-
-
کم دوست داشتن را بلد نیستم. تمامِ زخمهای من، از دوست داشتنهای زیادِ من است.
-
حـرفـایـی کـ کـاش مـیـزدم .
تمام آنچه میخواست این بود که از تمام انسانها فاصله بگیرد و در گوشهای دور سرگرم رویاهای خود باشد.
در کدام زمان گم کردهام تو را
که دست هیچ تقویمی به آن نمیرسد؟
-
دلم تا برایت تنگ میشود ؛
نه شعر میخوانم
نه ترانه گوش میدهم ،
دلم تا برایت تنگ میشود ؛
مینشینم ، اسمت را مینویسم
مینویسم
مینویسم
مینویسم
بعد میگویم :
اینهمه او
پس چرا دلتنگی؟...
- گروس عبدالملکیان | شـــعر
-