-
ما همیشه؛
یا جایِ درست بودیم در زمانِ غلط،
یا جایِ غلط بودیم در زمانِ درست!
و همیشه همینگونه همدیگر را از دست دادهایم...
-پل سارتر
-
-
رنجِ واقعی؟ دور افتادن از آدمهایی که نزدیکترین فاصله را به یکدیگر داشتید.
-
-
گفت از دردی که تو سینته و فریادی که تو گلوته بگو گفتم
من با دست بسته مینویسم
با پای بسته راه میرم
با دهان بسته حرف میزنم
-
-
دلم میخواد مغزمو از سرم در بیارمو بزارم جلوم
براش یه لیوان چایی بریزم و بگم عزیزمن!!!
میشه انقدر به همه چیز فکر نکنی؟!
میشه بیخیال شی و انقدر خودتو منو اذیت نکنی؟!
چون واقعا داری بفنام میدی....:)
-