-
انسان موجودیه که که میشینه ساعتها با جدیت و تمرکز بالا به حرفهایی فکر میکنه که هيچوقت قرار نیست بزنه...
-
-
من فقط کمی خستم
بعضی اوقات فکر میکنم اونقدر دارم برای زندگی میجنگم که وقتی برای زندگی کردن ندادم:)
-
-
هرکسی تو اعماق وجودش قبرستان کوچیکی داره که محل تمام کسایی که یه روزی اونارو با اعماق وجودش دوست داشته:))
-
-
ولی بیاین قبول کنیم که اگر برای کسی مهم باشیم
اگر کسی دوستمون داشته باشه
هیچوقت تاکید میکنم هیچوقت کاری نمیکنه که باعث شه از چشممون بیوفته و حتی یک درصد ممکن باشه که از دستت بده
اگر کرد بدون یه جای کار میلنگه
-
-
از خودتون یه وجود سیمانی بسازید که هرچقدر سنگ زدن،سنگ بشکنه
-
-
یه نفر یه نصیحتی بهم کرد که پشتش کلی آرامش بود گفت:سوزنت گیر نکنه روی ادما،روی حرفا،روی اتفاقا
نیازی نیست دنبال تحلیل هرچیزی باشی
-
1_9046622760.pdf
حجم:
27M
📚کتاب:#کتابخانه_نیمه_شب
👤نویسنده:مت هیگ
. . . . . . . .
🪐خلاصه کتاب:
معرفی کتاب: وقتی «نورا سید» به کتابخانه ی نیمه شب وارد می شود، فرصت این را پیدا می کند که اشتباهات گذشته را جبران کند. زندگی او تا اکنون، پر از رنج و پشیمانی بوده است. او احساس می کند همه را ناامید کرده است، از جمله خودش. اما همه چیز قرار است عوض شود. با کمک یک دوست، «نورا» اکنون می تواند تمام پشیمانی های گذشته اش را از بین ببرد و یک زندگی بی نقص را برای خود خلق کند. اما همه چیز طبق تصورات او پیش نمی رود و خیلی زود، تصمیمات «نورا» باعث می شود هم خودش و هم کتابخانه در معرض خطری جدی قرار بگیرد. قبل از این که زمان تمام شود، «نورا» باید به سوال غایی پاسخ دهد: بهترین راه برای زندگی کردن چیست؟
-
ناگهان دلم هوای تو را کرده
راستش را بخواهی ناگهان فکر کردم تو
کنار منی، چقدر تو را دوست میدارم،
خدای من چقدر!
📖احمد شاملو
-