-
از گریه سود نیست که من خود به چشم خویش
دیدم که هیچ گریه و زاری اثر نداشت
- ملکالشعراء بهار | شـــعر
-
-
و او سوال بود که کدام قطار او را به صبح میرساند؟
با چمدانی پر از خالی
که صبرش
هم زاد ایستگاه بی مسافر بود...
-
-
میتونم تا ده سال گریه کنم
منی که گریه کردنو نشونه ضعیفی میدونستم
منی که یه عمر ریختم تو خودم
-
https://abzarek.ir/service-p/msg/1694722
اون طوری که میخواید تابستونتون میگذره ؟
-
ولی یکی از بامزهترین صحنه ها
اونجاییه که آدمایی که ذاتشونو میشناسی
متن هایی درباره ادب و شعور و وفاداری میزارن
-
-
ولی من هیچوقت نتونستم
به اجبار برای دیگران اهمیت قائل بشم
هر حرفی که زدم هر احترامی که گذاشتم
هر کمکی که کردم همش از ته قلبم بوده
همینقدر بدون نقاب،عمیق و واقعی
-
-
یک روز خودم را خواهم بخشید
از آسیبی که به خویش روا داشتم
از آسیبی که اجازه دادم
دیگران بر من روا دارند
-
-
تصادفی با یکی آشنا میشی ولی بعدش کارت به جایی میکشه که اگه تصادف میکردی دردش کمتر بود.
-