بعضی از انسان ها؛ طوری رفتار میکنند که میتوانی در جمع از اسمشان به عنوان فحش استفاده کنی.
غمگینم
و میتوانم سر مزار هر غریبهای چنان بلند گریه کنم که عابران
گمان کنند پسرم بوده
با اینهمه اما
درد من اینها نیست
درد من این شعر است که دارم
در خانهای خالی میخوانم و کلماتش
به سمت خودم برمیگردند
درد من این شعر است
که مطمئنم نه میخوانی
و نه
اگر خواندی
اعماق آوار پشت سرت را میفهمی
- رویا شاه حسینزاده
یک رساله دیده ام، با نام زیبای بغل
پس عزیز قلب من، حی علی خیر العمل
-سارایوسفی
سالهاست پشت این پنجره تکراری؛ من و آسمان باهم میخوانیم..
برگرد ای رفتهی یادگاری!
من میتونم انقدر دوستت داشته باشم که همه ازش قصه بسازن، ولی دیگه حتی تو چشماتم نگاه نکنم.