با کسی گرچه ندارم صحبت مشترکی
غصه دارم که به دیوار زدم مشت الکی..
نظن أننا نسيناها، تعود بعد زمن على هيئة بكاء بلا سبب أو ضيق أو حزن أو وحشة بلا توقيت
فکر میکنیم فراموشش کردهایم، اما پس از مدتی، بهشکل گریهی بیدلیل یا دلتنگی و اندوه و ترس گاهوبیگاه برمیگردد.
لا تعبث بقلبٍ لا تنوي ان تستوطنه!
دلى را كه نمىخواهی در آن ساکن شوی به بازی نگیر!
ز عشقت بند بند
این دل دیوانه میلرزد
خرابم میکنی
اما
خرابی با تــو میارزد .