نمیدانم چرا تحمل جمعیت را ندارم. چرا تحمل زندگی فامیلی را ندارم. من آنقدر به تنهایی خودم عادت کردهام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار و مظلوم حس میکنم.
-نامه فروغ به ابراهیم گلستان
بعضی شبا آرزو میکنم کاش میتونستم برگردم به گذشته، نه برای اینکه چیزیو تغییر بدم برای اینکه یه سری چیزارو دوباره احساس کنم.
اگر میفهمیدی
تو را چگونه دوست دارم؛
شاید تو هم مرا دوست میداشتی...
اگر عاشق نيستيد،هيچگاه دست هاى يك زن را نگيريد و به او نگوييد كه دوستش داريد ! چرا كه اگر روزى نباشيد،دست هاى او را باد با خود خواهد بُرد و در وقت دلتنگى حتى نمى تواند خودش را هم در آغوش بگيرد ..
اونجا که به خودم میام میبینم تو یه مکان عمومی یه گوشه کز کردم و دارم عکساتو نگاه میکنم و تا خرخره تو فکرتم<<<<
غم تا ابد.