سلام بر آنان که ما را ندیده فهمیدند؛ نخوانده دانستند و نبوسیده دوست داشتند.
- جبران خلیل جبران.
اینجوری بگم که وقتی توی جمعیت نگاهش میکردم، همهی فضا سیاه سفید بود و فقط اون رنگی بود.
-خاطرهی خوبی کسی شو
حتی اگر قرار بر همیشه ماندن نیست
آنی شو که وقتی در ذهنش آمدی
چشمانش تو را لو بدهند.-
•صابر ابر.
فکر میکنم وقتی فریدون مشیری کوچه پس
کوچههای خیال رو با معشوقه اش قدم میزد
لب پنجره ایستاد و با چشمانی خیس در دفتر
یادداشت خود نوشت: آنچه در یادش نمانده
یادِ ماست..
دلش که گرفت از آدم ها دور شد،
دورِ دور...
آنقدر دور که انسان ها ماه صدایش میزدند.