❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند!
🔹افـــــــــــــقهای پســـــــــــاجنگ؛
گفــــتوگــوهایی برای آیندهای نو
🔸نئولیبرالیسم و تناقضات سیاست در ایران
با تکیه بر کتاب بنیادگرایی بازار اثر یوسف اباذری
➕ ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی
▫️با ارائه ی استاد دکتر علیرضا مکاریان پور
⏳ پنجشنبه؛ ۱۷ اردیبهشت؛ ساعت ۱۶/۳۰
🔹 لینک حضور برخط (آنلاین)
•
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند!
🔹افـــــــــــــقهای پســـــــــــاجنگ؛
گفــــتوگــوهایی برای آیندهای نو
🔸 فرازد و فرود های نئولیبرالیسم
▫️با ارائه ی استاد دکتر محمد مالجو
➕ ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی
🔹 اطلاعات بیشتر و ثبتنام
📲 https://eitaa.com/joinchat/3829794210Ce7a91d725a
•
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
زن در بوته جنگ؛ روایتی از زن ایرانی در جنگ
✍🏻منصوره اولیایی
🔹در رمان حماسی «دن آرام» میخائیل شولوخوف، که یکی از برجستهترین آثار رئالیستی درباره جنگ و انقلاب شمرده میشود، نمایی واقع گرایانه از زن در خشونت ساختاری جنگ ترسیم شده است. «فرانیا» – زنی که در کنار قزاقهای روسی در نقش منشی خدمت میکند – به تلخترین شکل توسط فرماندهان و سربازان هم جبهه خود، مورد تجاوز گروهی قرار میگیرد. در این فضا، گویی «دوری از همسر» به مجوزی برای هر بیاخلاقی مبدل میشود. تاریخ نیز نشان داده که خشونت جنسی در منازعات بشری، حتی از مرزهای دین نیز عبور کرده است؛ نمونه بارز آن پدیده شوم «جهاد نکاح» در گروههای تکفیری مانند داعش است که با پوششی دینی، به ابزاری برای سواستفاده از زنان همکیش بدل گشت.
🔹اما در ایران – سرزمینی با تمدن و فرهنگی متعالی – روایت جنگ و زن، وادیای دیگر میپیماید. کتاب «تاریخ هخامنشی» اثر آر. تی. اومستد، رفتار جوانمردانه کوروش بزرگ را با زنان پادشاهان مغلوب را به تصویر میکشد؛ رویهای که در تاریخ جهانباستان کمنظیر است. اما شگفتانگیزتر آنکه در هشت سال دفاع مقدس ایران در برابر رژیم بعث عراق، نه تنها یک مورد تجاوز مردان ایرانی به زنان ثبت و شنیده نشده است؛ بلکه چه بسیار رزمندگانی که جان خود را تنها برای نجات زنی از تعرض و اسارت دشمن فدا کردند. آنها نه تنها این ارزش و احترام را برای زنان هم وطن خود قائل هستند بلکه موشکهای خود را در جنگ اخیر، با نوشته هایی مانند «به یاد قربانیان جزیره اپستین» به سمت دشمن پرتاب می کنند.
نماد بارز این تفاوتِ بنیادین میان فرهنگ ایرانی و سایر فرهنگ ها در مقوله زن و جنگ، «پدیده موشک صورتی» در جنگ اخیر ایران است. دخترکی از فرمانده جنگ میخواهد موشکی صورتی بهسمت دشمن پرتاب شود. این درخواست نه تنها نادیده گرفته نمیشود، بلکه به سرعت عملی میگردد. این واقعه کوتاه، در تحلیل جامعهشناختی لایههای عمیقی دارد: توجه نهاد قدرت نظامی به عاملیت یک دختربچه، انتخاب رنگ صورتی بهمثابه نماد جنسیت زنانه، تولید سرمایه نمادین از دل تکنولوژی موشک و درهمتنیدگی خشنترین سویه جنگ با ظریفترین نماد زنانه. اینجا ساختار قدرت نظامی نه با حذف، که با تأکید بر عنصر زنانه، مشروعیت فرهنگی خود را بازتولید میکند.
🔹این حساسیت فرهنگی نسبت به زن، به میدان نبرد محدود نمیشود. حضور گسترده و تأثیرگذار زنان در خیابان ها بیش از پنجاه شب متوالی برای حفاظت از امنیت محلهها، سوپرمارکتها و بانکها در برابر مزدوران داخلی دشمن – بازتابی از همان پایههای عمیق تاریخی است. در بسیاری از این تجمعات، تعداد زنان از مردان فراتر بود؛ زنانی با حجاب و بیحجاب در زیر سایه پرچم ایران از وطن پاسبانی می کردند. اینها گواه آن است که در فرهنگ و تاریخ ایران، زن نه ابزار، که خود ستون و پایه فرهنگ و قدرت بوده است.
جایگاه بالای زن در ایران و تفاوت آن با دیگر جوامع اسلامی، بیگمان در نظام تشیع و نگاه فقیهان آن – بهویژه در رأس آن امام خمینی و رهبر شهید و معظم انقلاب؛ آیت الله سید علی خامنه ای ریشه دارد. در نظام شیعی که تمام ارکان و رهبران آن، در برابر زنی عظیم الشأن زانو می زنند. این دو رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، با الگو قراردادن حضرت زهرا (سلامالله علیها)، نه تنها برای زن پایگاه اجتماعی والایی تعریف کردند، بلکه کنشگری همهجانبه او را در علم، سیاست، هنر و حتی فرماندهی جنگ ممکن ساختند. امام خمینی نامه تاریخی خود را به دست سه نماینده به گورباچف میفرستد که یکی از آنان «مرضیه حدیدچی» زنی مبارز در تاریخ انقلاب اسلامی است. امام خمینی از اینکه زنی لایق و آزموده را به فرماندهی مردان نظامی قرار دهد، ابایی ندارد. حضور زن در فرماندهی نیروهای نظامی و سایر عرصه های قدرت نگاه ابزاری و دست پایین به زن را برهم می زند. در سیره و کلام رهبر شهید انقلاب آیت الله سید علی خامنه ای نیز این منزلتبخشی تداوم می یابد؛ ایشان همواره با زنان مخالف ارزشهای اسلامی مانند حجاب، با محبت و لطف رفتار کردند و نقش زن را در پایداری نظام جمهوری اسلامی فراتر از نقش مردان دانستهاند.
🔹حاصل این نگاه متفاوت، دستیابی زنان ایران به بالاترین سطوح حضور اجتماعی و کسب افتخارات علمی و هنری است؛ چنانکه در بسیاری از عرصهها گوی سبقت را از مردان ربودهاند. تاریخ جهان باید ثبت کند و رماننویسان بنویسند از جنگی که در آن زن نه قربانی، که بر بلندای تکنولوژی خشن نظامی جای میگیرد و فرمان میدهد. گویی جنگ با پلیدترین انسانهای روی زمین و آفرینندگان جزیرههای اپستین ، نوعی لبیک به قلب پراحساس زنان عفيف اين سرزمين است.
https://ble.ir/mansureh_oliaee
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند!
🔹افـــــــــــــقهای پســـــــــــاجنگ؛
گفــــتوگــوهایی برای آیندهای نو
🔸 تاریخ اندیشه اقتصادی
▫️با ارائه ی استاد دکتر مسعود درخشان
➕ ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی
🔹 اطلاعات بیشتر و ثبتنام
📲 https://eitaa.com/joinchat/3829794210Ce7a91d725a
•
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه با همکاری انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» برگزار می کند!
▫️منطق اسلامی و مسئله اعتبار تجربه؛
بررسی نقش آزمایش و آمار در تولید معرفت
▫️با ارائه ی استاد دکتر حسن عبدی
➕ پیش نیاز:
• آشنایی با منطق
• آشنایی با فلسفه علم
🔸 برای اطلاعات بیشتر و ثبت نام
•
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
❖ مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه با همکاری انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» برگزار می کن
🔹انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم «ع» برای بهرهمندی دانشپژوهان گرامی، کد تخفیف ویژهای در نظر گرفته است.
▫️کد تخفیف ۴۰٪
📲 takhfif40all
🔸نظریه پردازی در علوم اجتماعی بدون تاملاتی فلسفی، فَطیر است!
🖋 یادداشتی از سعید کریم داداشی
دبیر انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع»
🔹فلسفه علوم اجتماعی شاخهای از فلسفه است که به تحلیل مبانی نظری، پیشفرضهای معرفتشناختی و هستیشناختی، و نیز روششناسی علوم اجتماعی، از جمله جامعهشناسی، اقتصاد و علوم سیاسی، میپردازد. این حوزه میکوشد به پرسشهایی از این دست پاسخ دهد که پدیدههای اجتماعی به چه شیوهای باید موضوع مطالعه قرار گیرند، آیا الگوهای روششناختی علوم طبیعی برای فهم جامعه کفایت دارند یا خیر، و مفاهیمی نظیر کنش انسانی، ساختار اجتماعی، علیت، تبیین، تفسیر و ارزشها چه جایگاهی در تولید معرفت اجتماعی دارند. همچنین، فلسفه علوم اجتماعی مسائلی چون نسبت عینیت و سوگیری ارزشی، رابطه فرد و جامعه، و امکان پیشبینی، فهم یا تفسیر کنشها و فرایندهای اجتماعی را بررسی میکند تا حدود و ثغور اعتبار معرفت اجتماعی را روشن سازد.
🔹در سنت آنگلوـآمریکایی، فلسفه علوم اجتماعی معمولاً بهطور مستقیم با «فلسفه اجتماعی» یکی تلقی نمیشود، هرچند این دو حوزه در عمل پیوندی وثیق با یکدیگر دارند. فلسفه علوم اجتماعی عمدتاً معطوف به بررسی ماهیت، مبانی و روششناسی علوم ناظر به جامعه است؛ به این معنا که میپرسد علوم اجتماعی چگونه پدیدههای اجتماعی را صورتبندی، تحلیل و تبیین میکنند. در مقابل، فلسفه اجتماعی بیشتر به تأمل در باب ماهیت جامعه، عدالت، آزادی، نظم اجتماعی، هنجارها و ارزشها میپردازد و از این حیث، افقی هنجاری و کلاننگر دارد. با این همه، این دو حوزه در نسبت با یکدیگر تأثیرگذارند: پیشفرضهای فلسفه اجتماعی بر صورتبندی روشهای پژوهش اجتماعی اثر میگذارند و در مقابل، دستاوردهای علوم اجتماعی نیز میتوانند مباحث فلسفه اجتماعی را غنا بخشند.
🔹آنچه بهطور معمول در سنت تحلیلیِ انگلیسی مشاهده میشود، نوعی تفکیک نسبتاً روشن میان «فلسفه علوم اجتماعی» بهمثابه حوزهای روششناختی و معرفتشناختی، و «فلسفه اجتماعی» بهمثابه حوزهای هنجاری و هستیشناختی است. در مقابل، در سنت آلمانی چنین مرزبندی کمتر به چشم میخورد و حتی میتوان گفت که این تفکیک، در بسیاری موارد، اساساً ناموجه تلقی میشود. در این سنت، از هگل، مارکس و دیلتای گرفته تا هابرماس، لوهمان و گادامر، تأمل درباره جامعه همواره در پیوندی درونی با فلسفه جامعه و فلسفه فرهنگ شکل گرفته است؛ ازاینرو، مسائل روششناختی از پرسشهای هستیشناختی و هنجاری جداشدنی تلقی نمیشوند.
🔹برای مثال، دیلتای مفهوم «فهم» را نه صرفاً بهعنوان یک روش، بلکه همزمان بهمثابه تجربهای زیسته و نحوهای از بودنِ انسانی صورتبندی میکند. هگل نیز علوم اجتماعی را بیرون از دستگاه فلسفه روح قابل درک نمیداند. مارکس، بهنوبه خود، روش علمی را در بستر یک نظریه انتقادی و هنجاری از جامعه صورتبندی میکند. هابرماس نیز در پروژه عقلانیت ارتباطی، روششناسی و نقد هنجاری را در قالب یک افق نظری واحد ادغام میسازد. افزون بر این، وبر نیز فلسفه اجتماعی را از مباحث روششناسی علوم اجتماعی کنار نمیگذارد و تا پایان، بر پیوند میان علم اجتماعی، ایدهها و ارزشهایی که بر روش و تبیین اثر میگذارند، تأکید میکند.
🔹بر این اساس، در سنت آلمانی نهتنها امکان نزدیککردن فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه اجتماعی وجود دارد، بلکه این دو در عمل همواره درهمتنیده بودهاند. به بیان دیگر، در این سنت، فلسفه علوم اجتماعی بدون ارجاع به فلسفه اجتماعی بهدرستی فهمپذیر نیست. این نکته را میتوان یکی از تفاوتهای اساسی میان دو سنت دانست: سنت انگلیسی ـ تحلیلی بر تفکیک حوزهها تأکید میورزد، حال آنکه سنت آلمانی گرایشی وحدتگرا و کلنگر دارد.
🔹از همین منظر، کسانی که در هر پایگاهی فکری_آنگلوـآمریکایی یا آلمانی _ در پی نظریهپردازی در علوم اجتماعیاند، ناگزیرند با رویکردی فلسفی به این عرصه وارد شوند؛ زیرا هر نظریه اجتماعی، آشکارا یا پنهان، بر مجموعهای از پیشفرضهای بنیادین درباره ماهیت جامعه، کنش انسانی، علیت، ساختار و امکان شناخت پدیدههای اجتماعی استوار است. بدون تصریح و تحلیل این پیشفرضها، نظریهپردازی به امری پراکنده، ناسازگار و فاقد انسجام درونی بدل میشود. رویکرد فلسفی این امکان را فراهم میسازد که نظریهپرداز روشن کند چه چیزی را «واقعیت اجتماعی» میداند، آن را از چه طریق میتوان شناخت، چه نوع شواهدی را معتبر میشمارد، و غایت نظریه را در توضیح، تفسیر یا نقد جامعه میبیند.
🔹اگر مقصود از نظریهپردازی، تولید نظریهای اصیل، بنیادی و ریشهدار باشد—نه صرفاً گردآوری ایدهها یا بازتکرار چارچوبهای موجود—مطالعهای سطحی و مقدماتی کافی نخواهد بود. نظریهپردازی عمیق مستلزم ورود به مباحث فنی، بنیادین و زیرساختی هر دو حوزه است. هر نظریه اجتماعی بر مفروضات هستیشناختی خاصی استوار است؛ مفروضاتی درباره کنش، ساختار، معنا، روایت، قدرت یا نظام اجتماعی. این مفروضات بدون مطالعه دقیق فلسفه اجتماعی بهدرستی قابل فهم نیستند. همچنین، هر نظریه به مبنایی معرفتشناختی و روششناختی نیاز دارد؛ یعنی باید روشن سازد که شناخت اجتماعی چگونه ممکن است، چه نوع ادله و شواهدی در آن معتبرند، و حدود تبیین و تفسیر اجتماعی کجاست. در غیاب این بنیانها، نظریهپردازی به سطحینگری، التقاط غیرآگاهانه، یا بازتولید نظریههای موجود در قالبی تازه فروکاسته میشود.
🔹از همینرو، نظریهپردازِ جدی نمیتواند نسبت به منطق مفهومی، روش، نحوه صورتبندی مفاهیم و پیشفرضهای هنجاری بیاعتنا بماند؛ چراکه قوام و انسجام نظریه او دقیقاً بر پایه همین عناصر شکل میگیرد. در پرتو چنین ملاحظاتی است که میتوان دریافت چرا متفکران بزرگی چون وبر، دورکیم، مارکس، هابرماس، بوردیو، گیدنز و لوهمان، همگی بهنحوی عمیق درگیر مباحث فلسفی بودهاند. این عمق فلسفی نه امری حاشیهای، بلکه شرط امکان نظریهپردازی در علوم اجتماعی است. از اینرو، میتوان گفت پیش از ورود تخصصی به هر علم، ضروری است مباحث و مفاهیم بنیادین آن در دو حوزه فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه اجتماعی—دو حوزهای که در بسیاری از سنتهای فکری از یکدیگر جداییپذیر نیستند—بهصورت زیرساختی مورد تأمل و بررسی قرار گیرند.
🔻پ.ن: بی مایه فطیر است؛ منظور این است که اگر بنیاد چیزی درست نباشد به ثمر نخواهد رسید!
•
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
🔸تأملات فلسفی در روش علوم اجتماعی، پیششرط تحول اندیشه علمی است، نه کاربرد بیچونوچرای تکنیکهای تحقیق!
🖋 یادداشتی از سعید کریم داداشی
دبیر انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع»
🔹در فلسفه علوم اجتماعی، بحث تفصیلی از فلسفه روشها ضروری است، زیرا علوم اجتماعی نه فقط با «موضوع» خود، بلکه با «شیوه شناخت» آن موضوع تشریح میشود. پدیدههای اجتماعی اموری پیچیده، تاریخی، معنادار و وابسته به کنش انسانها هستند؛ از این رو نمیتوان بدون تأمل در مبانی روششناختی، درباره اعتبار شناخت اجتماعی داوری کرد. فلسفه علوم اجتماعی میکوشد روشن کند که هر روش پژوهش چگونه واقعیت اجتماعی را صورتبندی میکند، چه نوع پرسشهایی را ممکن میسازد و چه حدود و ثغوری برای شناخت ما پدید میآورد.
🔹در این میان، فلسفه روش کمی اهمیت ویژهای دارد، زیرا روشهای کمی معمولاً بر اندازهگیری، سنجشپذیری، تعمیمپذیری و کشف الگوهای منظم در رفتار اجتماعی تکیه میکنند. این روشها اغلب با پیشفرضهایی چون امکان عینیت، قابلیت مقایسه پدیدهها، و استفاده از دادههای عددی برای تبیین روابط میان متغیرها همراهاند. از نظر فلسفی، بحث بر سر روش کمی تنها بحثی فنی نیست، بلکه به این پرسش بازمیگردد که آیا واقعیت اجتماعی را میتوان همانند واقعیت طبیعی به صورت متغیرهای قابل سنجش درآورد یا نه. بنابراین، فلسفه روش کمی به ما کمک میکند تا حدود توانایی و نیز محدودیتهای سنجش و تعمیم در علوم اجتماعی را بهتر بشناسیم.
🔹 فلسفه آمار نیز بخش مهم از این حوزه است، زیرا بخش بزرگی از تحقیقات علوم اجتماعی به استنتاج آماری، احتمال، نمونهگیری و تحلیل دادهها متکی است. آمار فقط یک ابزار محاسباتی نیست، بلکه متضمن مفروضاتی درباره احتمال، خطا، عدم قطعیت، نمایندگی دادهها و رابطه میان جزء و کل است. به همین دلیل، فلسفه آمار میپرسد که چگونه از دادههای محدود میتوان به نتایجی درباره جمعیتهای بزرگتر رسید، چه نوع یقین یا عدم یقینی در این فرایند وجود دارد، و مرز میان همبستگی و علیت چگونه باید فهمیده شود. این بحثها برای جلوگیری از تفسیر سادهانگارانه دادههای اجتماعی ضروریاند.
🔹در سالهای اخیر، گسترش علوم محاسباتی و کامپیوتری نیز دامنه این مباحث را وسیعتر کرده است. روشهایی مانند تحلیل کلاندادهها، مدلسازی عاملمبنا، شبیهسازی اجتماعی و یادگیری ماشین در حال تبدیل شدن به ابزارهای مهم پژوهش در علوم اجتماعیاند. با این حال، این روشها نیز بدون تأمل فلسفی قابل فهم نیستند، زیرا این پرسش را پیش میکشند که آیا کشف الگوهای محاسباتی و الگوریتمی به معنای فهم اجتماعی است یا فقط نوعی پیشبینی آماری فراهم میکند. فلسفه علوم اجتماعی در اینجا نقش مهمی در نقد مبانی معرفتی این ابزارها و تعیین نسبت آنها با تبیین، فهم و تفسیر اجتماعی ایفا میکند.
🔹در برابر آن، فلسفه روش کیفی بر این نکته تاکید میکند که واقعیت اجتماعی صرفاً مجموعهای از دادههای قابل اندازهگیری نیست، بلکه جهانی از معنا، تجربه زیسته، تفسیر و کنش متقابل انسانی است. روشهای کیفی، مانند مصاحبه عمیق، مشاهده مشارکتی، قومنگاری و تحلیل گفتمان، بیشتر در پی فهم معانیای هستند که کنشگران به رفتارها و نهادهای اجتماعی میدهند. مبنای فلسفی این روشها معمولاً با سنتهای تفسیری، هرمنوتیکی و پدیدارشناختی پیوند دارد. از این رو، بحث فلسفی درباره روش کیفی نشان میدهد که فهم جامعه در بسیاری از موارد بدون توجه به زمینه، معنا و افق تفسیری کنشگران ممکن نیست.
🔹پرداختن به فلسفه روش کمی و کیفی، فلسفه آمار و نیز روشهای محاسباتی سبب میشود علوم اجتماعی نسبت به بنیانهای خود آگاه و نقاد باقی بماند. این تأملات مانع از آن میشود که روشها صرفاً به ابزارهایی تکنیکی و بیتأمل تقلیل یابند. در نتیجه، پژوهشگر علوم اجتماعی بهتر میتواند نسبت میان روش، نظریه، داده و واقعیت اجتماعی را درک کند و با دیدی انتقادیتر به تولید دانش اجتماعی بپردازد. از این رو، بحث از فلسفه روشها نه حاشیهای، بلکه بخشی بنیادی از خود فلسفه علوم اجتماعی است. علاوه بر این، فلسفه روش در علوم اجتماعی امکان مقایسه و حتی تلفیق روشهای مختلف را فراهم میسازد.
•
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
📌 "انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم با همکاری مدرسه علوم انسانی سها برگزار میکند"
📻 #منتشر_شد
🎧 "ما و جنگ"
🪧 تاملی فلسفی پیرامون نزاع تمدنی ایران اسلامی و صهیونیسم جهانی
💻 لینک جلسات
🗒برخی از سرفصل های مهم:
- مفهوم وطن در فلسفه اسلامی و نسبت آن با هویت ایرانی
_ مفهوم مردم سالاری دینی و تفاوت آن با دموکراسی
📒 مشخصات دوره آفلاین
- مجموع جلسات: 19 جلسه تا کنون
- مدرس: حجت الاسلام #علی_اسدی
- سطح دوره: تخصصی
- زمان : 1405
▫️پ.ن؛ شرکت در دوره رایگان بوده و برای دسترسی صرفا نیاز به ثبت نام در دوره مد نظر میباشد.
______________
#درس_گفتار #سخنرانی
#ما_وجنگ
#مفهوم_مکان #مفهوم_زمان #جنگ_وجودی
ــــــــــــــــــــــــ
✦ مدرسه علوم انسانی اسلامی سها 👇🏻
📮 کانال ایتا | وب سایت
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
❖ انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم«ع» با همکاری مدرسه علوم انسانی اسلامی آیه برگزار می کند!
🔹افـــــــــــــقهای پســـــــــــاجنگ؛
گفــــتوگــوهایی برای آیندهای نو
🔸دولت سازندگی؛ تاثیرات آن
در ایـــــــــده توسعه در ایــــــــــران
➕ ویژه مبلغان و مروجان ایده انقلاب اسلامی
▫️با ارائه ی استاد دکتر محمدجواد معصومی نیا
⏳ سه شنبه؛ ۲۲اردیبهشت؛ ساعت ۱۶/۳۰
🔹 لینک حضور برخط (آنلاین)
•
•
•
•
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
🔘دومین جلسه مشترک انجمن مطالعات تاریخی آیه و فلسفه علوم اجتماعی تحت عنوان میز #فلسفه_تاریخ و #علوم_اجتماعی
▪️ارائه دهنده: دکتر مهدی سلطانی
(عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام)
🔹با موضوع تاملاتی درباره معنا و مفهوم تاریخ
🔸زمان: شنبه 2 خرداد 1405
⏰ساعت 8:30 الی 10 صبح
🔸مکان: دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
🌱 «آیـــه»؛ انجمن علمی مطالعات تاریخی
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄