🎓 فراخوان جشنواره: نوآرایی ایران تمدنی
🔹روایت میدان: از گرد آوری داده ها تا نگارش
۱. پرسش از کجا بر میآید؟
۲. چگونه موقعیت و رخداد را توصیف میکنیم؟
۳. ژرفای میدان را چگونه میتوانیم نشان دهیم؟
۴. همکاری چگونه برپا شده و پایدار خواهد ماند؟
👤حضور در این درسگفتار برای شرکت در جشنواره الزامی است.
📑 ارائه دهندگان:
- دکتر محمد سالاری
- دکتر روح الله اسلامی
⏳تاریخ آغاز درسگفتار: ۱۰ خرداد ماه
📖تعداد جلسات: ۴ جلسه
📱 ثبتنام و اطلاعات بیشتر
📂 قالب آثار:
- تجربهنگاری
- موردپژوهی
- گزارش صوتی
- گزارش تصویری
📲 نحوه ارسال آثار
📩 برای اطلاعات بیشتر:
@saeed_karimdadashi
@Mahdiniksefat
➖ ➖ 🔹 💠 🔹➖ ➖
#ایران_اسلامی
#علوم_انسانی_اسلامی
#نوآرایی_ایران_تمدنی
#تجربه_نگاری
#پایداری_ایرانیان
#هویت_ایرانی_اسلامی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📲 https://eitaa.com/Bou_PHSS
🔰 درسگفتار آمريكا دقيقا كجاست؟
درآمدى انتقادى بر كتاب آمريكا اثر ژان بودريار
🔷 مهمان:
حجتالسلام وحيد سهيلى
🔶 سرفصلها:
🔸بودريار؛ چيستى و انديشه
🔸صحرا و امر واقع
🔸كلان شهرهاى فراواقعى
🔸ديزنى لند و وانموده
🔸لاس وگاس؛ بيابان نشانهها
🔸فرجام تاريخ در امريكا
🔸نقد جامعه مصرفى
🔸آمريكا و جهان معاصر
🗓 زمان:
روزهاى شنبه به مدت ٥ هفته از ٩ خرداد تا ۶ تير
ساعت ١٦ تا ١٨
#کاج
#درسگفتار
📌 @canoon_ir
🔘دومین جلسه مشترک انجمن مطالعات تاریخی آیه و فلسفه علوم اجتماعی تحت عنوان میز #فلسفه_تاریخ و #علوم_اجتماعی
▪️ارائه دهنده: دکتر مهدی سلطانی
(عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام)
🔹با موضوع تاملاتی درباره معنا و مفهوم تاریخ
🔸زمان: یکشنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
⏰ساعت ۹:۰۰ الی ۱۰:۳۰ صبح
🔸مکان: دانشگاه باقرالعلوم علیهالسلام
🌱 «آیـــه»؛ انجمن علمی مطالعات تاریخی
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
┄┅┅┅┅❀💠❀┅┅┅┅┄
🔻پای قانون جمعیت کجا میلنگد؟
غیبت هویت زنانه در سیاستگذاری جمعیت
✍️هانیه کثیری، طلبه و پژوهشگر
🔸#یادداشت_اختصاصی
وقتی قانون برای «فرزندآوری» فاکتور صادر میکند.
مشکل اصلی قانون جمعیت دقیقاً آنجاست که بهجای فهم لایههای وجودی و هویتی، میکوشد مسئله را با «منطق جبران مافات» و صرفاً در بستر اقتصادی حل کند. گویی اگر وام بدهیم، یارانه اضافه کنیم و زمین در نظر بگیریم، فرزندآوری نیز همانند یک تصمیم مصرفی یا سرمایهگذاری، خودبهخود افزایش مییابد. اما حقیقت این است: فرزندآوری از جنس خرید کالا نیست؛ از جنس تغییر یک جهان زیسته است و هیچ جهان زیستهای را نمیتوان فقط با پول توضیح داد یا برانگیخت.
این سیاست، بهجای آنکه از معنای زنانۀ فرزندآوری آغاز کند، از «منطق مردانهی تأمین معیشت» آغاز میکند. در این منطق، فرزند بیش از آنکه «ثمرهی یک پیوند وجودی» باشد، به «بار اقتصادی» تبدیل میشود که باید سبکتر شود. اما زن، بهویژه در نسبت با مادری، بیش از پول به امنیت معنایی، هویتی و اجتماعی نیاز دارد.
قانون جمعیت اگر بخواهد از درجا زدن بیرون بیاید، باید تصویر مادری را بهبود ببخشد:
۱. زن را از موقعیت «ابژهی جمعیت» به «سوژهی فرزندآوری» ارتقا دهد؛
۲. مادری را نه مانع رشد، بلکه یکی از اصلیترین صورتهای رشد معرفی کند؛
۳. پدر را فقط تأمینکنندۀ مالی نبیند، بلکه شریک در شکوفایی هویت زن و فرزند بداند؛
۴. به جای «خریدن فرزندآوری»، امکان «زیستنِ معنادارِ مادری» را فراهم کند.
فارغ از اشکالات بروکراتیک، برای تحلیل محتوای قانون جمعیت باید رشد ۵۰ درصدی فرزندان سومو چهارم را در کنار کاهش ۱۲ درصدی فرزندان اول و دوم در تعاملِ «بازی قدرت و تضعیف بین گفتمان و ساختار» فهم کرد. تحلیلهایی که تنها با تکیه بر آمارِ «اختصاص زمین» ادعای موفقیت میکنند، ضمن عدم تکریم اراده جهادی خانواده، حامل نوعی کجفهمیاند. قانون باید در خدمت بازتولید معنای فطری فرزندآوری قرار بگیرد، نه اینکه به گونهای آن را مادی کند که دیگر اختصاص زمین در ناکجاآباد که هیچ، حتی تسهیلات کلانتر هم پاسخگو نباشد.
📌برای مطالعهٔ کامل متن _اینجا_ کلیک کنید
📝 مجله اقلیما | #اقلیما_مجازی
مجله تخصصی زن، جنسیت و جامعه
eqlimamag.ir
📗 @Eqlima_Mag
"بازخوانی یکی از اصول لا یتغیر انقلاب اسلامی"
در سیاست خارجی، هر تصمیمی باید بر پایه نسبت دقیق میان «هزینه»، «فایده» و «زمان» سنجیده شود. مذاکره زمانی معنا دارد که یا منفعتی روشن تولید کند، یا خطری قطعی را کاهش دهد، یا دستکم موقعیت کشور را در معادلات آینده تقویت کند. اگر هیچیک از این سه نتیجه حاصل نشود، مذاکره دیگر ابزار عقلانی سیاست نیست؛ بلکه میتواند به مسیری برای فرسایش سرمایه ملی، ایجاد انتظار کاذب، و انتقال پیام ضعف تبدیل شود.
مسئله اصلی این نیست که گفتوگو ذاتاً خوب است یا بد؛ مسئله این است که در چه شرایطی، با چه طرفی، با چه ضمانتی و برای کدام نتیجه انجام میشود. اگر طرف مقابل سابقه بدعهدی، فشار حداکثری و استفاده ابزاری از گفتوگو داشته باشد، ورود دوباره به مذاکره بدون تغییر واقعی در موازنه قدرت، نه نشانه تدبیر بلکه تکرار یک خطای پرهزینه است. چنین مذاکرهای ممکن است در ظاهر تنش را کاهش دهد، اما در عمل میتواند قدرت چانهزنی کشور را تضعیف کند و تصمیمگیری ملی را به اراده بیرونی گره بزند.
از این منظر، حفظ استقلال تصمیم، تقویت توان داخلی و پرهیز از امید بستن به وعدههای بیضمانت، نه یک موضع احساسی بلکه یک محاسبه راهبردی است. آینده ممکن است شرایط تازهای بسازد، اما سیاستگذاری امروز باید بر واقعیت امروز استوار باشد؛ واقعیتی که در آن هر امتیاز بیپشتوانه، میتواند هزینهای فراتر از یک توافق مقطعی بر کشور تحمیل کند.
در این خصوص رهبر شهید با تاکید بر یکی از مبانی مستحکم انقلاب می فرمایند:
ممکن است در آینده مثلاً ۲۰ یا ۳۰ سال بعد وضع دیگری ایجاد شود اما در وضعیت کنونی، مذاکره با آمریکا کاری است بدون سود که مطلقاً هیچ کمکی به منافع ملی نمیکند و هیچ ضرری را هم از کشور دفع نمیکند بلکه ضررهای بزرگ و بعضاً جبرانناپذیری در پی دارد.
۴۰۴/۰۷/۰۱
انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم
https://eitaa.com/Bou_PHSS
«دو فرم از یک سوگواری: در کشاکش انضباط بیرونی و جوشش درونی»
هنگامی که به تماشای دو آیین سوگواری - ایران و عراق - برای یک پرتره یا یک رویداد واحد مینشینیم، آنچه در وهله اول چشم را مینوازد یا ذهن را به چالش میکشد، تفاوت در جزییات برگزاری نیست؛ بلکه مواجهه با دو خوانش کاملاً متفاوت از نسبت میان انسان، بدن و امر جمعی است.
این تفاوت فراتر از سیاستهای لجستیکی یا توان اجرایی نهادها، ریشه در یک شکاف فکری و فلسفی عمیق دارد. شکافی میان «فرمی که از بیرون تحمیل میشود تا ارادهها را منضبط کند» و «فرمی که از درون واقعیت عاطفی و زیسته انسانها میجوشد».
در مدل اول و شکل برگزاری ایرانی مراسم، که نمونهاش را در ساماندهیهای رسمی و مهندسیشده میبینیم، با پدیدهای مواجهیم که میتوان آن را «سوگواری انضباطی» نامید. در این الگو، فضا پیش از حضور انسانها تعریف شده است. بلندگوها، مسیرهای مشخص، قوانین صلب حرکت و حتی ضربآهنگ صداها از قبل در یک ساختار دیوانسالارانه طراحی شدهاند. در اینجا، انسانها قرار نیست تجربه خود را خلق کنند، بلکه باید خود را با یک کل از پیشساخته تطبیق دهند. بدن در این فضا، عاملیت خود را از دست میدهد و به مهرهای در یک جدول زمانی و مکانی تبدیل میشود. این فرم فکری، به ذهنیت انسانی اعتماد ندارد و گمان میکند حقیقت و شکوه یک آیین، تنها از مجرای نظارت، تقارن و کنترل همهجانبه عبور میکند. در نتیجه، آنچه پدید میآید بیشتر شبیه به یک بازنمایی آیینی یا نمایشی از نظم است تا یک غلیان روحی؛ ساختاری که در آن ارادههای فردی ناگزیرند خود را ذوب کنند تا بقای فرم تحمیلی را تضمین کنند.
در نقطه مقابل و عراقی آن، مدلی قرار دارد که در تصاویر خودجوش آیینهای مردمی، نظیر آنچه در عراق جریان دارد، تبلور مییابد. در اینجا فرم از پیش تعیین شده نیست، بلکه در لحظه و از دل پیوند میان بدنها، صداها و عواطف متولد میشود. این آیین نه بر اساس مهندسی صدا، بلکه بر پایه همنوایی حنجرهها شکل میگیرد. گرما، خستگی فیزیکی، پاشیدن آب برای تحمل حرارت و فریادهای همزمان، همگی عناصری زیستهاند که نشان میدهند سوگواری یک کنش انتزاعی نیست، بلکه پیوندی عمیق با فیزیولوژی و واقعیت زنده انسان دارد. در این فرم، نظم وجود دارد، اما این نظم نه از بالا و به واسطه بخشنامهها، بلکه از دل یک توافق نانوشته و درونی میان عزاداران بیرون میآید. انسانها در این ساحت، ابزار اجرای یک سناریو نیستند، بلکه خود نویسنده و بازیگر این درام جمعیاند. ارادهها در این فضا سرکوب نمیشوند، بلکه در یک تجربه مشترک و دراماتیک به جریان میافتند.
تقابل میان این دو آیین، ما را به یک پرسش بنیادیتر در فلسفه اجتماع و هنر میرساند: آیا فرم باید ظرفی باشد که انسان را در خود مچاله کند، یا لباسی که متناسب با قامت تجربه او دوخته میشود؟
وقتی آیین به یک برساخت از پیش تعیینشده و انتظامی تبدیل میشود، به مرور زمان شور حیاتی خود را از دست میدهد و به یک کالبد بیروح بدل میگردد که تنها با پمپاژ مداوم تبلیغات و سازماندهی بیرونی سرپا میماند. اما وقتی آیین اجازه مییابد که از بستر طبیعی احساسات و ارادههای آزاد مردم تغذیه کند، هر بار با نیرویی تازه متولد میشود و میتواند معنا را بدون واسطه منتقل کند. این همان مرز باریک میان سوگواری به مثابه یک «ابزار» و سوگواری به مثابه یک «زیست» است. در نهایت، یکی به دنبال تسخیر فضا و ارادههاست و دیگری به دنبال تجلی حقیقت انسانی در بستر یک سنت زنده.
ح.وحیدی
https://eitaa.com/Bou_PHSS
بسم الله الرحمن الرحیم
گزارش کارنامه فعالیتها و آیین اختتام دو دوره نخست انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی از دیماه سال ۱۴۰۳ با هدف بازخوانی انتقادی مبانی نظری و تحلیل پیوند میان پایههای هستیشناختی و معرفتشناختی از دیدگاه بعضی مکاتب با کاربردهای انضمامی و سیاستگذارانه علوم اجتماعی، فعالیت خود را آغاز نمود. رشته فلسفه علوم اجتماعی، به عنوان یک حوزه بینرشتهای حیاتی، نقشی راهبردی در واسازی و بازنگری در فرضیات پیشینی علوم انسانی ایفا میکند. این حوزه فرادست، از یک سو بستر تنظیمگریِ عقلانیتِ حاکم بر تحولات علوم انسانی و سیاستگذاریهای کلان اجتماعی را فراهم میآورد و از سوی دیگر، با ایجاد دیالوگ انتقادی میان سنتهای فکری گوناگون اعم از اسلامی، آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و آنگلوساکسون، بستری بیبدیل جهت ایضاح مفهومی نسبتِ میان «فلسفه» و «علم» ترسیم مینماید.
در طول دوره فعالیت این انجمن، تلاش نظاممندی صورت گرفت تا ضمن بازخوانی انتقادی آرا و براهین متفکران برجسته در دو سنت فکری غرب و جهان اسلام، مسئله صورتبندی و امکانسنجی علم بومی و دینی به عنوان یک هژمونیزدایی علمی مورد مداقه قرار گیرد. پروژه کار علمی انجمن در قالب هستههای پژوهشی بر تنقیح و واسازی مفاهیم بنیادین زیر تمرکز داشت؛ تفکیک و تبیین مفاهیم «علم» و «فلسفه» بررسی مرزهای تحدیدگرایانه میان تبیینهای تجربی و تبیینهای عقلانی. دیالکتیک «نظر و عمل»، واکاوی نحوه ابتنای کنشهای اجتماعی بر بستر پیشفرضهای نظری و چگونگی بازتولید نظریه در میدان عمل. مسئله «کمیت و کیفیت»، نقد رادیکال پوزیتیویسم روششناختی و دفاع از تکثرگرایی روششناختی در تبیین پدیدارهای انسانی.
با توجه به جریان های معرفتی، انجمن تلاش نمود تا در دو جبهه روششناختی به تولید ادبیات انتقادی بپردازد؛ فلسفه علوم اجتماعی محاسباتی که بررسی بنیادهای هستیشناختی و معرفتی دادهکاویهای کلان، هوش مصنوعی و مدلسازیهای اجتماعی بهمنظور پیشگیری از تقلیلگرایی الگوریتمی و پوزیتیویسم نوین می پردازد. رویکردهای کیفی و تجربهنگاری، احیای جایگاه روشهای تفسیری، مردم نگاری و تجربهنگاری به عنوان ابزاری جهت فهم زیستجهان کنشگران و رهایی از بند صورتگراییهای انتزاعی مفرط با توجه به مبانی حکمی اسلامی مورد وارسی قرار می گرفتند.
غایت نهایی تمامی این تکاپوهای نظری، گذار از «متابعت تمدنی» که ناشی از مرجعیت معرفتی یکسویه مدرنیته غربی است و حرکت به سوی تدوین و طراحی ساختارهای مفهومی همساز با «نوآرایی ایران تمدنی» بود. این گذار مستلزم فعالسازی عاملیت معرفتی بومی و بازگشت به سنت فکری و عقلانیت فیلسوفان و اندیشمندان مسلمان بود؛ سنتی که پتانسیل بالایی در بازخوانی مسائل جهان معاصر دارد.
بیتردید گام برداشتن در این مسیر دشوار معرفتی، بدون هدایت مستمر و تکیه بر آرا و رهنمودهای علمی اساتید برجسته و اعضای محترم شورای علمی میسر نبود. صمیمانه از ارشادات علمی حضرات آقایان: حجتالاسلام والمسلمین دکتر حمید پارسانیا، دکتر مهدی سلطانی، دکتر محمد وحید سهیلی، دکتر رضا ملایی، دکتر حسن عبدی، دکتر روحالله اسلامی، دکتر سید هادی ساجدی، دکتر علیرضا قائمینیک، دکتر محمد رایجی، دکتر محمد رضا مالکی و دیگر اساتید معظمی که چراغ راه ما در این بیراههها بودند، سپاسگزاری مینمایم.
همچنین لازم است از حمایتهای بیوقفه و نقشآفرینی ارزشمند جناب مهندس مهدی غلامی به عنوان حامی و همراه همیشگی این جریان نخبگانی، کمال تشکر و امتنان را داشته باشم.
در پایان، ضمن ابراز سپاس و قدردانی از اعضای فعال کمیته علمی و اجرایی انجمن که بار سنگین طراحی و اجرای این برنامههای تخصصی را بر دوش کشیدند؛ خواهران ارجمند، سرکار خانم اولیایی، سرکار خانم ابویسانی، سرکار خانم کثیری. برادران ارجمند: جناب آقای علی اسدی، جناب آقای حسام جوادزاده، جناب آقای حسام وحیدی، جناب آقای رضا مشکیباف، جناب آقای محمد حسین اسدنژاد و جناب آقای امیر حسین صفویان.
اینجانب، سعید کریم داداشی، به عنوان خادم کوچک این جمع علمی، ضمن پوزش از تمامی کاستیها و نارساییها در طول این دوره، امیدوارم میراث فکریِ پایهگذاری شده در این انجمن، توسط نسلهای آتی پژوهشگران با جسارت نظری، صبوری روششناختی و تعهد به حقیقت، در جهت تحقق دانش بومی، تحولآفرین و رهاییبخش تداوم یابد.
و من الله التوفیق
سعید کریم داداشی
دبیر انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
اتمام دوره ۱۴۰۵/۰۴/۲۱
⚠️ انشاالله دبیر محترم انجمن فلسفه علوم اجتماعی به زودی، طی انتخاب مجازی ورودی های جدید دکتری و کارشناسی ارشد فلسفه علوم اجتماعی مشخص خواهد شد!
بسم الله الرحمن الرحیم
با تکریم تلاشهای ارزشمند اعضای محترم و پویای انجمن علمی، بدینوسیله انتخاب شایسته حجتالاسلام حسام وحیدی را به عنوان دبیر جدید انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی تبریک و تهنیت عرض مینماییم. بیشک تلاقی پویایی دانشجویی با تاملات بنیادین در حوزه فلسفه علوم اجتماعی، فرصتی مغتنم برای گسترش مرزهای نظری، بازخوانی انتقادی سنتهای فکری و توسعه پژوهشهای روششناختی خواهد بود. امیدواریم در دوره جدید، با همیاری اساتید گرانقدر و مشارکت فعال همکاران و دانشجویان علاقهمند، شاهد برگزاری نشستهای علمی عمیق، کارگاههای تخصصی و گامهایی اثربخش در راستای ارتقای جایگاه این حوزه معرفتی در فضای دانشگاهی باشیم و برای ایشان در انجام این مسئولیت خطیر آرزوی توفیق روزافزون داریم.
سعید کریم داداشی
دبیر سابق انجمن فلسفه علوم اجتماعی
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و تحیت؛
پیش از هر چیز، صمیمانه از زحمات و تلاشهای بیدریغ حجتالاسلام جناب آقای سعید کریم داداشی در دوران دبیرانی انجمن قدردانی میکنم. تلاشهای ایشان در پیشبرد اهداف انجمن، الگویی ارزشمند برای ما خواهد بود.
همچنین از تمامی عزیزانی که با اعتماد و رأی خود، این مسئولیت را بر عهده من گذاشتند، سپاسگزارم. امیدوارم این اعتماد، انگیزهای برای خدمت صادقانه باشد.
هدف اصلی ما در این دوره، تقویت و پیشبرد کیفی گفتمان «اسلامیسازی علوم انسانی» بر مبنای معماران فکری انقلاب اسلامی است. این مسیر، سنگین و نیازمند نگاهی عمیق و قاعدهمند است؛ از این رو، از تمامی دانشجویان گرامی دعوت میکنم تا با نگاهی انتقادی و همکاری مستمر، در فعالیتها و برنامههای انجمن حضور داشته باشند. همافزایی و مشارکت فعال شما، تنها راه تحقق این هدف و پویایی انجمن ماست.
از خداوند متعال مسئلت دارم که ما را در این مسیرِ دشوار اما رفیع، استوار بدارد و توفیق پیروزی گفتمان اسلامی در عرصهی علوم انسانی را نصیب همگی ما کند.
با سپاس و احترام
حسام وحیدی
دبیر انجمن علمی فلسفه و علوم اجتماعی
🎤📰مصاحبه در موضوع دوگانه سازی ها در فضای شناختی جنگ و مذاکره
با بالا گرفتن گفتگوها پیرامون دو قطب «مذاکره» و «جنگ» ذهن افراد در مواجه با تحلیل های مختلف دستخوش بازی های شناختی می شود که به شکلی ناخودآگاه در دام دوگانه سازی های غلط می افتد. فضای درون گفتمانی جامعه که دستخوش این دوگانه سازی ها شده است، متاسفانه چهارچوب شناختی را در اذهان تقویت می کند که مغایر با متن دین است. آیا در میان این غبارِ تحلیلها و رویکردهای متفاوت، «حجت» و راهنمای مطمئنی وجود دارد که بتوان به مدد آن، حق را از باطل بازشناخت و مسیر صواب را در بزنگاههای تاریخی تشخیص داد؟
متن کامل مصاحبه در لینک
https://hawzahnews.com/xfYBM
https://ble.ir/mansureh_oliaee
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
انقلاب وانسان ها!
✍منصوره اولیایی
رمان «دل سگ» بعد از انقلاب لنین نوشته شد. رمانی که سرنوشت پرولتاریا در آن پیش بینی می شود. سگ داستان بولگاکف، تحت عمل جراحی قرار میگیرد تا انسان شود، اما بوی کثافتش و گند اخلاق پلیدش همه جا را برمی دارد و ناچار با عمل جراحی او را دوباره، تبدیل به سگ می کنند.
ولادیمیر مایاکوفسکی نیز که خود پیشرو و آرمان خواه و شاعر انقلابی بود، نمایشنامه ای تحت عنوان «ساس» می نویسد. انسانی که دست آخر به باغ وحش برگردانده می شود. این مرد انقلابی پرشور، دست آخرناامید از سرانجام انقلاب، خودکشی می کند.
ساس شدگی و سگ شدگی محصول انقلاب هایی از جوامع بشری هستند که در آن انسان خودمحور برای کل بشریت نسخه می پیچد!
نسخه ای بی نیاز از خدا.
قائد شهید، سید علی خامنه ای در مورد انقلاب ایران همواره میگفت: «ما مس بودیم و امام(بنیانگذار انقلاب اسلامی) ما را طلا کرد!»
شهید سید علی خامنه ای، شهید قاسم سلیمانی و هزاران شهید که دلباخته امام خمینی و انقلاب اسلامی بودند را در قالب کدام واژه ها و استعاره ها می توان توصیف نمود؟
به امید روزی که آرزوی امام شهید تحقق یابد وقلمی توانا بتواند رمانی از انقلاب اسلامی بنویسد.
پی نوشت: رمان دل سگ در کنار رمان دن آرام از رمان های توصیه شده رهبری جهت شناخت ادبیات انقلاب های جهان است.
https://ble.ir/mansureh_oliaee
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS