«دو فرم از یک سوگواری: در کشاکش انضباط بیرونی و جوشش درونی»
هنگامی که به تماشای دو آیین سوگواری - ایران و عراق - برای یک پرتره یا یک رویداد واحد مینشینیم، آنچه در وهله اول چشم را مینوازد یا ذهن را به چالش میکشد، تفاوت در جزییات برگزاری نیست؛ بلکه مواجهه با دو خوانش کاملاً متفاوت از نسبت میان انسان، بدن و امر جمعی است.
این تفاوت فراتر از سیاستهای لجستیکی یا توان اجرایی نهادها، ریشه در یک شکاف فکری و فلسفی عمیق دارد. شکافی میان «فرمی که از بیرون تحمیل میشود تا ارادهها را منضبط کند» و «فرمی که از درون واقعیت عاطفی و زیسته انسانها میجوشد».
در مدل اول و شکل برگزاری ایرانی مراسم، که نمونهاش را در ساماندهیهای رسمی و مهندسیشده میبینیم، با پدیدهای مواجهیم که میتوان آن را «سوگواری انضباطی» نامید. در این الگو، فضا پیش از حضور انسانها تعریف شده است. بلندگوها، مسیرهای مشخص، قوانین صلب حرکت و حتی ضربآهنگ صداها از قبل در یک ساختار دیوانسالارانه طراحی شدهاند. در اینجا، انسانها قرار نیست تجربه خود را خلق کنند، بلکه باید خود را با یک کل از پیشساخته تطبیق دهند. بدن در این فضا، عاملیت خود را از دست میدهد و به مهرهای در یک جدول زمانی و مکانی تبدیل میشود. این فرم فکری، به ذهنیت انسانی اعتماد ندارد و گمان میکند حقیقت و شکوه یک آیین، تنها از مجرای نظارت، تقارن و کنترل همهجانبه عبور میکند. در نتیجه، آنچه پدید میآید بیشتر شبیه به یک بازنمایی آیینی یا نمایشی از نظم است تا یک غلیان روحی؛ ساختاری که در آن ارادههای فردی ناگزیرند خود را ذوب کنند تا بقای فرم تحمیلی را تضمین کنند.
در نقطه مقابل و عراقی آن، مدلی قرار دارد که در تصاویر خودجوش آیینهای مردمی، نظیر آنچه در عراق جریان دارد، تبلور مییابد. در اینجا فرم از پیش تعیین شده نیست، بلکه در لحظه و از دل پیوند میان بدنها، صداها و عواطف متولد میشود. این آیین نه بر اساس مهندسی صدا، بلکه بر پایه همنوایی حنجرهها شکل میگیرد. گرما، خستگی فیزیکی، پاشیدن آب برای تحمل حرارت و فریادهای همزمان، همگی عناصری زیستهاند که نشان میدهند سوگواری یک کنش انتزاعی نیست، بلکه پیوندی عمیق با فیزیولوژی و واقعیت زنده انسان دارد. در این فرم، نظم وجود دارد، اما این نظم نه از بالا و به واسطه بخشنامهها، بلکه از دل یک توافق نانوشته و درونی میان عزاداران بیرون میآید. انسانها در این ساحت، ابزار اجرای یک سناریو نیستند، بلکه خود نویسنده و بازیگر این درام جمعیاند. ارادهها در این فضا سرکوب نمیشوند، بلکه در یک تجربه مشترک و دراماتیک به جریان میافتند.
تقابل میان این دو آیین، ما را به یک پرسش بنیادیتر در فلسفه اجتماع و هنر میرساند: آیا فرم باید ظرفی باشد که انسان را در خود مچاله کند، یا لباسی که متناسب با قامت تجربه او دوخته میشود؟
وقتی آیین به یک برساخت از پیش تعیینشده و انتظامی تبدیل میشود، به مرور زمان شور حیاتی خود را از دست میدهد و به یک کالبد بیروح بدل میگردد که تنها با پمپاژ مداوم تبلیغات و سازماندهی بیرونی سرپا میماند. اما وقتی آیین اجازه مییابد که از بستر طبیعی احساسات و ارادههای آزاد مردم تغذیه کند، هر بار با نیرویی تازه متولد میشود و میتواند معنا را بدون واسطه منتقل کند. این همان مرز باریک میان سوگواری به مثابه یک «ابزار» و سوگواری به مثابه یک «زیست» است. در نهایت، یکی به دنبال تسخیر فضا و ارادههاست و دیگری به دنبال تجلی حقیقت انسانی در بستر یک سنت زنده.
ح.وحیدی
https://eitaa.com/Bou_PHSS
بسم الله الرحمن الرحیم
گزارش کارنامه فعالیتها و آیین اختتام دو دوره نخست انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی از دیماه سال ۱۴۰۳ با هدف بازخوانی انتقادی مبانی نظری و تحلیل پیوند میان پایههای هستیشناختی و معرفتشناختی از دیدگاه بعضی مکاتب با کاربردهای انضمامی و سیاستگذارانه علوم اجتماعی، فعالیت خود را آغاز نمود. رشته فلسفه علوم اجتماعی، به عنوان یک حوزه بینرشتهای حیاتی، نقشی راهبردی در واسازی و بازنگری در فرضیات پیشینی علوم انسانی ایفا میکند. این حوزه فرادست، از یک سو بستر تنظیمگریِ عقلانیتِ حاکم بر تحولات علوم انسانی و سیاستگذاریهای کلان اجتماعی را فراهم میآورد و از سوی دیگر، با ایجاد دیالوگ انتقادی میان سنتهای فکری گوناگون اعم از اسلامی، آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی و آنگلوساکسون، بستری بیبدیل جهت ایضاح مفهومی نسبتِ میان «فلسفه» و «علم» ترسیم مینماید.
در طول دوره فعالیت این انجمن، تلاش نظاممندی صورت گرفت تا ضمن بازخوانی انتقادی آرا و براهین متفکران برجسته در دو سنت فکری غرب و جهان اسلام، مسئله صورتبندی و امکانسنجی علم بومی و دینی به عنوان یک هژمونیزدایی علمی مورد مداقه قرار گیرد. پروژه کار علمی انجمن در قالب هستههای پژوهشی بر تنقیح و واسازی مفاهیم بنیادین زیر تمرکز داشت؛ تفکیک و تبیین مفاهیم «علم» و «فلسفه» بررسی مرزهای تحدیدگرایانه میان تبیینهای تجربی و تبیینهای عقلانی. دیالکتیک «نظر و عمل»، واکاوی نحوه ابتنای کنشهای اجتماعی بر بستر پیشفرضهای نظری و چگونگی بازتولید نظریه در میدان عمل. مسئله «کمیت و کیفیت»، نقد رادیکال پوزیتیویسم روششناختی و دفاع از تکثرگرایی روششناختی در تبیین پدیدارهای انسانی.
با توجه به جریان های معرفتی، انجمن تلاش نمود تا در دو جبهه روششناختی به تولید ادبیات انتقادی بپردازد؛ فلسفه علوم اجتماعی محاسباتی که بررسی بنیادهای هستیشناختی و معرفتی دادهکاویهای کلان، هوش مصنوعی و مدلسازیهای اجتماعی بهمنظور پیشگیری از تقلیلگرایی الگوریتمی و پوزیتیویسم نوین می پردازد. رویکردهای کیفی و تجربهنگاری، احیای جایگاه روشهای تفسیری، مردم نگاری و تجربهنگاری به عنوان ابزاری جهت فهم زیستجهان کنشگران و رهایی از بند صورتگراییهای انتزاعی مفرط با توجه به مبانی حکمی اسلامی مورد وارسی قرار می گرفتند.
غایت نهایی تمامی این تکاپوهای نظری، گذار از «متابعت تمدنی» که ناشی از مرجعیت معرفتی یکسویه مدرنیته غربی است و حرکت به سوی تدوین و طراحی ساختارهای مفهومی همساز با «نوآرایی ایران تمدنی» بود. این گذار مستلزم فعالسازی عاملیت معرفتی بومی و بازگشت به سنت فکری و عقلانیت فیلسوفان و اندیشمندان مسلمان بود؛ سنتی که پتانسیل بالایی در بازخوانی مسائل جهان معاصر دارد.
بیتردید گام برداشتن در این مسیر دشوار معرفتی، بدون هدایت مستمر و تکیه بر آرا و رهنمودهای علمی اساتید برجسته و اعضای محترم شورای علمی میسر نبود. صمیمانه از ارشادات علمی حضرات آقایان: حجتالاسلام والمسلمین دکتر حمید پارسانیا، دکتر مهدی سلطانی، دکتر محمد وحید سهیلی، دکتر رضا ملایی، دکتر حسن عبدی، دکتر روحالله اسلامی، دکتر سید هادی ساجدی، دکتر علیرضا قائمینیک، دکتر محمد رایجی، دکتر محمد رضا مالکی و دیگر اساتید معظمی که چراغ راه ما در این بیراههها بودند، سپاسگزاری مینمایم.
همچنین لازم است از حمایتهای بیوقفه و نقشآفرینی ارزشمند جناب مهندس مهدی غلامی به عنوان حامی و همراه همیشگی این جریان نخبگانی، کمال تشکر و امتنان را داشته باشم.
در پایان، ضمن ابراز سپاس و قدردانی از اعضای فعال کمیته علمی و اجرایی انجمن که بار سنگین طراحی و اجرای این برنامههای تخصصی را بر دوش کشیدند؛ خواهران ارجمند، سرکار خانم اولیایی، سرکار خانم ابویسانی، سرکار خانم کثیری. برادران ارجمند: جناب آقای علی اسدی، جناب آقای حسام جوادزاده، جناب آقای حسام وحیدی، جناب آقای رضا مشکیباف، جناب آقای محمد حسین اسدنژاد و جناب آقای امیر حسین صفویان.
اینجانب، سعید کریم داداشی، به عنوان خادم کوچک این جمع علمی، ضمن پوزش از تمامی کاستیها و نارساییها در طول این دوره، امیدوارم میراث فکریِ پایهگذاری شده در این انجمن، توسط نسلهای آتی پژوهشگران با جسارت نظری، صبوری روششناختی و تعهد به حقیقت، در جهت تحقق دانش بومی، تحولآفرین و رهاییبخش تداوم یابد.
و من الله التوفیق
سعید کریم داداشی
دبیر انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی
اتمام دوره ۱۴۰۵/۰۴/۲۱
⚠️ انشاالله دبیر محترم انجمن فلسفه علوم اجتماعی به زودی، طی انتخاب مجازی ورودی های جدید دکتری و کارشناسی ارشد فلسفه علوم اجتماعی مشخص خواهد شد!
بسم الله الرحمن الرحیم
با تکریم تلاشهای ارزشمند اعضای محترم و پویای انجمن علمی، بدینوسیله انتخاب شایسته حجتالاسلام حسام وحیدی را به عنوان دبیر جدید انجمن علمی فلسفه علوم اجتماعی تبریک و تهنیت عرض مینماییم. بیشک تلاقی پویایی دانشجویی با تاملات بنیادین در حوزه فلسفه علوم اجتماعی، فرصتی مغتنم برای گسترش مرزهای نظری، بازخوانی انتقادی سنتهای فکری و توسعه پژوهشهای روششناختی خواهد بود. امیدواریم در دوره جدید، با همیاری اساتید گرانقدر و مشارکت فعال همکاران و دانشجویان علاقهمند، شاهد برگزاری نشستهای علمی عمیق، کارگاههای تخصصی و گامهایی اثربخش در راستای ارتقای جایگاه این حوزه معرفتی در فضای دانشگاهی باشیم و برای ایشان در انجام این مسئولیت خطیر آرزوی توفیق روزافزون داریم.
سعید کریم داداشی
دبیر سابق انجمن فلسفه علوم اجتماعی
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و تحیت؛
پیش از هر چیز، صمیمانه از زحمات و تلاشهای بیدریغ حجتالاسلام جناب آقای سعید کریم داداشی در دوران دبیرانی انجمن قدردانی میکنم. تلاشهای ایشان در پیشبرد اهداف انجمن، الگویی ارزشمند برای ما خواهد بود.
همچنین از تمامی عزیزانی که با اعتماد و رأی خود، این مسئولیت را بر عهده من گذاشتند، سپاسگزارم. امیدوارم این اعتماد، انگیزهای برای خدمت صادقانه باشد.
هدف اصلی ما در این دوره، تقویت و پیشبرد کیفی گفتمان «اسلامیسازی علوم انسانی» بر مبنای معماران فکری انقلاب اسلامی است. این مسیر، سنگین و نیازمند نگاهی عمیق و قاعدهمند است؛ از این رو، از تمامی دانشجویان گرامی دعوت میکنم تا با نگاهی انتقادی و همکاری مستمر، در فعالیتها و برنامههای انجمن حضور داشته باشند. همافزایی و مشارکت فعال شما، تنها راه تحقق این هدف و پویایی انجمن ماست.
از خداوند متعال مسئلت دارم که ما را در این مسیرِ دشوار اما رفیع، استوار بدارد و توفیق پیروزی گفتمان اسلامی در عرصهی علوم انسانی را نصیب همگی ما کند.
با سپاس و احترام
حسام وحیدی
دبیر انجمن علمی فلسفه و علوم اجتماعی
🎤📰مصاحبه در موضوع دوگانه سازی ها در فضای شناختی جنگ و مذاکره
با بالا گرفتن گفتگوها پیرامون دو قطب «مذاکره» و «جنگ» ذهن افراد در مواجه با تحلیل های مختلف دستخوش بازی های شناختی می شود که به شکلی ناخودآگاه در دام دوگانه سازی های غلط می افتد. فضای درون گفتمانی جامعه که دستخوش این دوگانه سازی ها شده است، متاسفانه چهارچوب شناختی را در اذهان تقویت می کند که مغایر با متن دین است. آیا در میان این غبارِ تحلیلها و رویکردهای متفاوت، «حجت» و راهنمای مطمئنی وجود دارد که بتوان به مدد آن، حق را از باطل بازشناخت و مسیر صواب را در بزنگاههای تاریخی تشخیص داد؟
متن کامل مصاحبه در لینک
https://hawzahnews.com/xfYBM
https://ble.ir/mansureh_oliaee
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS
انقلاب وانسان ها!
✍منصوره اولیایی
رمان «دل سگ» بعد از انقلاب لنین نوشته شد. رمانی که سرنوشت پرولتاریا در آن پیش بینی می شود. سگ داستان بولگاکف، تحت عمل جراحی قرار میگیرد تا انسان شود، اما بوی کثافتش و گند اخلاق پلیدش همه جا را برمی دارد و ناچار با عمل جراحی او را دوباره، تبدیل به سگ می کنند.
ولادیمیر مایاکوفسکی نیز که خود پیشرو و آرمان خواه و شاعر انقلابی بود، نمایشنامه ای تحت عنوان «ساس» می نویسد. انسانی که دست آخر به باغ وحش برگردانده می شود. این مرد انقلابی پرشور، دست آخرناامید از سرانجام انقلاب، خودکشی می کند.
ساس شدگی و سگ شدگی محصول انقلاب هایی از جوامع بشری هستند که در آن انسان خودمحور برای کل بشریت نسخه می پیچد!
نسخه ای بی نیاز از خدا.
قائد شهید، سید علی خامنه ای در مورد انقلاب ایران همواره میگفت: «ما مس بودیم و امام(بنیانگذار انقلاب اسلامی) ما را طلا کرد!»
شهید سید علی خامنه ای، شهید قاسم سلیمانی و هزاران شهید که دلباخته امام خمینی و انقلاب اسلامی بودند را در قالب کدام واژه ها و استعاره ها می توان توصیف نمود؟
به امید روزی که آرزوی امام شهید تحقق یابد وقلمی توانا بتواند رمانی از انقلاب اسلامی بنویسد.
پی نوشت: رمان دل سگ در کنار رمان دن آرام از رمان های توصیه شده رهبری جهت شناخت ادبیات انقلاب های جهان است.
https://ble.ir/mansureh_oliaee
انجمن فلسفه علوم اجتماعی | دانشگاه باقرالعلوم
🆔 https://eitaa.com/Bou_PHSS