•. ۴۱
انسان، در موقعیت که قرار بگیرد، با خویش معامله می کند و با خدای خویش، بس.
•. ۴۲
انسان راستین، تن به تردید طولانیِ ویرانگر نمی دهد. انسان عطف به انتخاب های متفکرانه، بدون سوزاندن زمان، انسان است.
•. ۴۳
از ترسِ اشتباه کردن و کج رفتن و پشیمان شدن، زمان را تباه کردن جرم است.
انسان تنها جانداری است که برای پشیمان شدن، گریستن، جبران کردن و باز به راه افتادن آفریده شده است... این حق انسان نیست که اشتباه کند، این محکومیت اوست.
•. ۵۱
در اسلام، شرع مقدمِ بر شرط است.
.
.
در این مشروطیت، چیزی نیست که چیزی باشد...
•. ۵۵
دل بستنْ آسان است، دل کندن دشوار.
.
.
یک لحظه خلوص، بس است برای آنکه به اسارت عشق درآیی، یک عمر هزارساله بس نیست برای آنکه زنجیرهای استوار عشق را پاره کنی...
.
فراموشی، شفابخش ترین داروی تلخ و تلخ ترین داروی شفابخشی ست که خداوندِ خدا آفریده است.
•. ۵۶
آزادی دستاورد یک نبرد بی امان است
و قفس به این نبرد و به نفْسِ آزادی،
مفهوم و اعتبار می بخشد.
•. ۵۷
جوان! از هوشمندیْ دامی مساز که خود در آن فروافتی!
.
.
و رفتن، انگار که هدف ما بود.
•. ۵۹
_من، اهل جنگ نبودم اما طهارت روحم را دوست داشتم.
+بدان! هیچ طاهری، بیرونِ میدانِ دائمِ نبرد با فساد، طاهر نمی ماند. برکنار ماندن، بیماری ست؛ گریختن، اوجِ اقتدارِ دئانت است.
•. ۶٠
پیوسته در کار جبران خطاهای خویش باش؛ چرا که انسان پیوسته در حال خطاست.
.
.
موعظه، جای اقدام را گرفته است.