eitaa logo
|امـ... ـا بعد|
99 دنبال‌کننده
471 عکس
80 ویدیو
7 فایل
دانشجوی روانشناسی. شیفتهـ ی فلسفهـ. مستِ شعر و ادبیات. کنجکاوِ تاریخ و ماضی. من: @Narges_sadat_Fazeli
مشاهده در ایتا
دانلود
آدما با هر تصمیم، انتخاب میکنن کجا، جاشون خالی باشه و کجا پررنگ....((: .
آخرین کتابی که از احمد محمود خریدم رو از یک کتاب فروشی معتبرخریدم، زیرزیرکی فهموند که ممنوعه ست و نمیفروشیم اما چون تویی باش. حالا ی کتاب دیگه میخوام،انگار که گفتم بیا قتل کن،بهم میگه نمیشه خااانووووم!!!!///: .
،دقیق ترین اتفاقِ یکصد شبِ اخیر ایران است.🪽🖇
یکسال پیش همچین شبی جنگ ۱۲روزه آغاز شد. حالا بعد از یکسال،در سومین جنگ تحمیلی و بعد از خسران و فقدان عمیقی که درروزهای اولیه اش تجربه کردیم، مسئولینِ مبعوث نشده چه میکنند؟! جنایت دیگر رقم میزنند یا انتقام میگیرند!؟ آه.... آه.... آه.... .
هدایت شده از عهدهای جمعی حواریون
🍀 «عهدجمعی محرم و صفر» 🍀 🔻سلام رفقا! یکی از بهترین فرصت‌ها توی سال برای اینکه از روزمرگی و دنیا فاصله بگیریم و حال دلمون رو بهتر بکنیم، دو ماه شریف و هست. از طرفی اگر کنار هم باشیم، بهتر میتونیم برنامه عبادیمون رو پیاده کنیم و رشد بکنیم. برای این دو ماه، دوتا عهد خیلی قشنگ داریم که یکیش سبکتر هست و یکیش یکم سنگین‌تر! 🔻عهد امام حسینی‌ها: شروع: ابتدای محرم پایان: اربعین حسینی برنامه عهد: ۱. روزانه یک زیارت عاشورا ۲. ۵ دقیقه صحبت و خلوت با امام حسین(ع) ۳. ۷۰ بار استغفار 🔻عهد امام رضایی‌ها: شروع: ابتدای محرم پایان: پایان صفر(مصادف با شهادت امام هشتم) برنامه عهد: ۱. روزانه ۱۰۰ صلوات هدیه به امام رضا(ع) ۲. سه بار سلام به امام حسین(ع) برای اطلاع از جزئیات برگزاری، برنامه و تعهدنامه‌ی عهد، به پیوی بنده پیام بدید: @ejam1996 یادمون نره برکتی که تو کار جمعی هست، هیچ وقت تو کار فردی نیست. پی‌نوشت: اگه دوست داشته باشید میتونید توی هر دوتا عهد هم ثبتنام کنید. ---------- @ahdejamie
دردناک ترین حالتِ تنفر، تنفر از خودمونه.
فردا اولین روز از سالِ قمری جدیده.☁️ امروز، آخرین روزِ سالِ ۱۴۴۷ یک نماز دورکعتی مستحبی داره. دعایِ بعد از نمازش رو خیلی دوست داشتم. 🖇 اللَّهُمَّ مَا عَمِلْتُ فِي هَذِهِ السَّنَةِ مِنْ عَمَلٍ نَهَيْتَنِی عَنْهُ وَ لَمْ تَرْضَهُ وَ نَسِيتُهُ وَ لَمْ تَنْسَهُ وَ دَعَوْتَنِي إِلَى التَّوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرَائِی عَلَيْك َاللَّهُمَّ فَإِنِّی أَسْتَغْفِرُكَ مِنْهُ فَاغْفِرْ لِی وَ مَا عَمِلْتُ مِنْ عَمَلٍ يُقَرِّبُنِی إِلَيْكَ فَاقْبَلْهُ مِنِّی وَ لا تَقْطَعْ رَجَائِی مِنْكَ يَا كَرِيمُ...❤️‍🩹 . .
سید صدایش را صاف کرد. کلمات تکه‌پاره‌ی مرطوبش را به زحمت به‌هم چسباند: 《فکر نمی‌کردم محرمی از راه برسه و آقا رو نداشته باشیم》 صدای گریه زن‌ها ریخت روی بوته‌های گل‌سرخ، روی شاخه‌های زیتون و انار. امسال گریاندن مستمع کار سختی نیست. روضه از قبل محرم شروع شده. اصلا ما امسال ساکن روضه‌ایم. اما آن‌چه که تسلی‌مان می‌دهد، "لایوم کیومک"ی پایان روضه‌هاست‌. صبح امروز که رفتگر محله داشت پیاده‌راه را جارو می‌زد، دید روی بوته‌های گل سرخ، روی برگ‌های زیتون و انار شبنم نشسته. [زهرا کاردانی]
هدایت شده از گاه گدار
📝 نامه اول از مجموعه «از راه رفته برایت می‌نویسم» 📌 من هم می‌خواستم تهران را بگیرم اما نشد. بسم‌الله الرحمن الرحیم این نامه‌ای است از عمر بن سعد بن ابی‌وقاص فرمانده سپاه شام به دونالد جی ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، در آن زمان که از جنگ با ایران فراغت یافت. اما بعد، خبر تو به من رسید و از آن‌چه کرده‌ای آگاه شدم. شنیدم در طلب تهران، امام قومی را کشته‌ای و گمان برده‌ای این خون، تو را به آن‌چه می‌خواهی می‌رساند. پس بشنو از مردی که پیش از تو این راه را پیموده است. ما نیز روزگاری فتح را نزدیک می‌دیدیم. پیروزی در چشم ما چون مرغی بود که بر زمین نشسته باشد و گرفتنش دشوار ننماید. اما چون دست به‌سوی آن دراز کردیم، دانستیم که سایه‌ای بیش نبوده. دست‌هایمان به خاک رسید و آرزویمان در هوا ماند. در خیمه ما، مردان بسیار بودند؛ اهل جنگ و اصحاب فتوحات. همه متفق که کار حسین پیش از آغاز به پایان می‌رسد. من برای او پیام فرستادم؛ یک‌بار به نرمی و یک‌بار به‌سختی. او را به صلح خواندم، از جنگ ترساندم، راه بر او بستم و پیمان‌نامه پیش او فرستادم. گمان من آن بود که کار به امضایی ختم شود و شمشیرها از نیام بیرون نیاید. اما حسین نپذیرفت. من می‌خواستم کار مُلک آرام گیرد و فرمان خلیفه بی‌منازع بماند، هرچند این آرامش به نیروی شمشیر به دست آید. پس چون روز دهم فرارسید، یاران او کشته شدند و تیرها بر خیمه‌هایش باریدن گرفت. مردانش از میان رفتند و ساعتی بعد خود او نیز کشته شد. همه آن واقعه که آوازه‌اش در جهان پیچید، نیم روز بیش نپایید. آن روز مردم گفتند: «عمر بن سعد پیروز شد.» من نیز چنین می‌پنداشتم. مرا وعده ری داده بودند و من به امید ری در جنگ بودم. گمان داشتم چون کار حسین به پایان رسد، فرمان حکومت به نام من نوشته شود. اما روزگار به وعده خویش وفا نکرد. نه ری را دیدم، نه بر تخت آن نشستم و نه از نعمتش بهره بردم. اکنون از کار تو خبر یافته‌ام. تو امام قومی را کشتی و هنوز یاران او زنده‌اند. سردارانش باقی‌اند. سلاح‌هایشان برجاست. آنان که راه او را می‌روند، هنوز پراکنده نشده‌اند. پس امید مدار به آنچه من در رؤیا داشتم، تو برسی. به خدا سوگند، اگر خون حسین مرا به ری نرساند، خونی که تو ریختی نیز تو را به تهران نخواهد رساند. من با آن‌چه مردم فتح می‌خواندند، ناکام ماندم؛ و تو با آن‌چه آشکارا شکست است، کامیابی می‌جویی؟ بدان که همه پیروزی‌ها، پیروزی نیست؛ چنان‌که همه شکست‌ها نیز شکست نیست. والسلام. سال ۶۱ هجری قمری برابر با سال ۶۸۰ میلادی ۱۰۸۶ سال قبل از تاسیس ایالات متحده آمریکا . «محمدرضا جوان آراسته» zil.ink/mrarasteh
الحمدلله علی حسن حظی •‿• . .