هدایت شده از دیمزن
امروز برای کاری رفته بودم اطراف مصلی.
یه عالمی بود برای خودش.
همه مشغول کار و جنب و جوش. مخابرات دکل آنتن می زد. اداره آب داشت لوله کشی اضافه می کرد احتمالا از منطقه های دیگه آب بیاره. شهرداری داشت باسرعت نخاله های ساختمانی محل هایی که اسرائیل اطراف مصلی زده بود رو تخلیه می کرد که احتمالا جاشون رو سریع آسفالت کنند و موکب اسکان بزنن. ضلع جنوبی مصلی داشتند زائرشهر درست می کردند. اطراف مصلی رو بنرهای باید برخاست و عکس رهبر شهید می زدند. داخل مصلی که قیامت بود. پر از رفت و آمد و جنب و جوش...
واقعا با بزرگترین رویداد در تمام تاریخ انقلاب سر و کار داریم و باید برای رهبرمون سنگ تمام بذاریم.
امروز مسئول مسجدمون رفت پشت بلندگو و وقتی داشت گفت: "ما که موقع حیات آقامون نتونستیم حق شونو ادا کنیم، حداقل بعد از شهادتشون جبران کنیم..." گریه اش گرفت.
بقیه هم گریه کردند.
چه روزهایی رو داریم می گذرونیم...
چه روزهایی رو زنده موندیم و دیدیم...
ما را به سخت جانی خود این گمان نبود😭😭😭
✍🏻دیمزن
دنیای یک مادر زائر نویسنده
https://eitaa.com/dimzan
https://ble.ir/dimzan
برای رفتن به تهران به هرکسی که به ذهنم رسید رو زدم.اما....در نهایت وقتی خیلی ضعیف میشم به خودم میگم وقتی دیگه نداریمش، چه فایده!؟ وداع کردن از من برمیاد اصلا؟!
#🥀
#قائدالشهید.
https://www.aparat.com/v/w271jk2
لینک مستند شهید آوینی از تشییع امام خمینی (رحمه الله علیه)
🥺😭❤️🩹
میخواستم بیام از کلافگیِ آماده کردنِ وسایلِ سفر بنویسم اما طی شرایطی کاملا ناگهانی باید ازتون بخوام برای به سلامت عبور کردن خواهرم و به خیر زمین گذاشتنِ دوقلوهاش دعا کنید.
یَا خَالِقَ النَّفْسِ مِنَ النَّفْسِ...
خاله شدن غیرتکراری ترین خوشحالیِ مدامِ دنیاست.((:
#انرژیزا.
#انرژیزابهتوان³((((:
الحمدلله.منتهی آقا رسم این است که اول استقبالی باشد و بعد بدرقه ای....(: 🥀
#هق.
#سفرنامه.
#آخریندیدار.
#قائدالشهید.
#بایدبرخاست.
#حلالبفرمایید.
|امـ... ـا بعد|
تعجب در نگاه دو پیرمردِ صدرنشین پنهان نمیشود.خوش خوابی همسفرها پدیده عجیبی ست انگار.
میدانی حاج آقا،خواب در گهوارهی مسیر لذتبخش است. من هم اگر خشکی ستون فقراتم اجازه میداد میخوابیدم.میخوابیدم تا کیلومتر کیلومترِ مسیر را روضه نخوانم.بله حاج آقا، باید خوابید تا تاب بیاوریم. باید چشم ببندیم تا چشم جهان را خیره کنیم. باید تن رها کنیم که این جسم هنوز ادای دِین نکرده است.
چقدر شعاری نوشتم.نه!؟ اما خب ما در این ۱۲۴روز کاری جز زیستِ شعارها داشتیم!؟ اصلا حماسه بدون شعار میشود؟! نمیتوانم.باید شعار دهم تا حقِ این سفر، این تشیع،بدرقه و وداع ادا شود. و ما به دنیا ثابت کرده ایم شعار هارا از کلیشه خارج میکنیم.
آره حاج آقا، بذار بخوابن که دیگه وقتی برای خواب نیست.وقتی برای نشستن نیست. #بایدبرخاست.
#سفرنامه.
#حاجیبیزحمتبگوکولرکمکنهیخزدیم🥶
دیالوگ های شروع کننده تماس امروز:
_«تهران چطوره؟!»
_«ساکن شدی؟ راحتی؟»
_«نمونی محل اسکان ها..»
خیلی دوست داشتم در جواب همگی از هوای خوب و اسکان عالی بگویم.در عوض صدای همگی کِش می آمد وقتی متوجه میشدند هنوز در مسیررَفت هستم.
اتوبوس مشکل فنی پیدا کرده است.متوقف نشدیم. ولی بعد از ۱۵ساعت، هنوز مسیرِ معمولا ۱۰ساعته تمام نشده است.خودتان تصور کنید چه جسم سرحالی را به تهران میرسانیم.
کم غر نزدیم. یگانه نگران نرسیدن به حسین طاهری و میدان انقلاب است. خانمشین حسرت زده نرسیدن به جلسه عکاسان است.من نگرانِ کم آوردنم هستم.زمان، گنجِ این سفر است.حیف است هدر برود.
کم هم غلط کردن نگفتم.هی استغفار میکنم.با پای پیاده هم میفرستادی، میرفتیم. باورنکردنِ وداع یک طرف،ناباوریِ حضور یک طرف. دیشب به خانمسین میگفتم:«من اربعین نرفتم اما شبیه ترین سفرم به مشایه ست.»(((:
#سفرنامه.
#بایدبرخاست.
#اتوبوسخرابباشدنیتنه.
#خلاصهاینطوراستکهنرسیدیم.
#امیدوارمفقطجنازهامنرسه.
و بلااخره سلامی از تهرانِ شلوغِ عجیب. 🦦
#سفرنامه.
#بایدبرخاست.
#ساکخودمنیستولیمهماینکهعکسقشنگشد.